فضای خالی بین طبقات جامعه انسانی

پول حلال مشکلات یا چرک کف دست؟!

  • کد خبر : 390317
  • ۲۸ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۰:۴۷
پول حلال مشکلات یا چرک کف دست؟!

تمام حواس و تمرکزم روی این کلمه بود.  “پول”
هیچ وقت پیش نیامده بود تا در زندگی ام گوشه ای بنشینم و تا به این حد عمیق به هویت پول و این که از کجا به زندگی بشریت ورود کرده بود بی اندیشم.محرکی ک جهان را به تکاپو وا میدارد.

نبودش عامل فقر و وجودش به معنی تامین حیات روی کره خاکی زمین.
ب همین دلیل انسان نام تمام تلاش هایش را برای بدست آوردن پول میگذارد “پیشرفت و ترقی”.
اگر پول نبود آیا اوضاع همین بود که هست؟

💸 پول حلال مشکلات یا چرک کف دست

آن زمان عامل خودسازی و رشد و پول حلال مشکلات و شخصیت هم میتوانست تا به این حد انسان را به تکاپو وادار کند؟
یا این که انسان موجودی ست که تنها برده خوردن،خوابیدن و یک خیال آسوده است ؟
پول اختراع ما بود برای رفع نیاز هایمان.اختراعی که شد عینک قضاوت مان که فقط در مواقع شناخت آدمها از آن استفاده کنیم.
به آنها که از نعمت وجودش برخودارند لقب ثروتمند دادیم.

کسانی هم که سعادت دیدار مقامات بلند پایه پول را نداشتند ملقب شدند به فقیر.
مشخص نیست که این ساخته دست انسان حلال مشکلات است یا چرک کف دست؟
تنها چیزی که قابل تشخیص است این است که هر دو صفت را خود انسان با توجه به تجربیات و دیدگاه هایش به پول نسبت داده است.
عجیب آنکه بشر  تمام و کمال زندگیش در گرو پول است و دلبستگی وافر ودیرینه ای به آن دارد ; دیگر با این وجود صفت چرک کف دست ظلمی ست که در حق پول روا میشود.

پول و خوش حالی

قطعا ویقینا ماهیت پول نمیتواند آسیب رسان باشد، چ بسا که آبادگر نیز هست.
گناهی که اکنون بر گردن پول نهاده شده از جانب  مصرف کنندگان بی مغز افراطی خود خواهی است که پول برایشان میشود ابزار فراغتی غیر استاندارد که نه در بند قوانین حقوق بشر و نه در بند عواطف انسانی است.

این در حالیست که در جامعه عده ای ب ناچار در زیر سایه سرد و سنگین فقر چیزی نمانده که جانشان تقدیم عزرائیل باشد. افرادی که قربانی زندگی شرافتمندانه خود می شوند تا نباشد که  از سر فقر مروج فساد جامعه باشند.
آن چیست که مسبب این حجم از تضاد در جامعه است؟

💸 پول حلال مشکلات و یا پول و سرمایه ملی

گاهی اوقات به این می اندیشم که ای کاش به منبع عظیم ثروت هستی متصل بودم.آن زمان خوب میدانستم چطور سر فقر راگوش تا گوش ببرم، ورق زندگی محتاجان به پول را برگردانم  و بشر را از بند فقر برهانم.

معضل اصلی اینجاست که اکثر صاحبان  ثروت افرادی نالایق و خود خواه هستند. همانها که آن را تنها در اسارت خود نگه داشته اند و نسبت به مسئولیت خود به جهان اطراف بی تفاوت اند، برخوردشان با پول و سرمایه ملی از انسانیت به دور است. کاش همین ها میدانستند که چقدر میتوانند در کمرنگ شدن فقر در جامعه موثر واقع شوند. و مرهمی بر زخم  قشر ضعیف ، سرخورده و ناتوان جامعه باشند.
صحبت از قشر ناتوان جامعه است،از اختلاف شدید طبقاتی.

در این که هر کس به اندازه تلا ش خویش رفاه را برای خود فراهم میکند بحثی نیست ;صحبت از به اشتراک گذاشتن داشته هاست از  این که همه با هم حس دلپسند داشتن را تجربه کنیم ، نه اینکه کسی در همسایگی مان سهمش حسرت باشد،

کیسه

از این که بتوانیم از یک وعده حال خوب خود بگذریم تا برای یک بار هم که شده حال پریشان کسی رو به راه باشد.
اکثر ما مسئولیت اجتماعی خود را از یاد برده ایم.
نمیخواهیم حس رفاه و آسایش مان را با کسی دیگر شریک باشیم.
فضای خالی بین طبقات جامعه انسانی رو به رشد است.

تنها باور سمی که به خورد ما داده اند فروش فخر به واسطه داشته هایمان به دیگری بوده است.هر چه بیشتر بهتر.
اسمش را میگذاریم” موفقیت” و کسی که ب این درجه از فخر فروشی رسیده باشد انسان موفقی به حساب می آید.
حاضریم پول و سرمایه را به هر طریقی هدر دهیم و فدای امیال پوچ و بی هدف مان سازیم اما نجات دهنده انسانی از بن بست نداشته هایش نباشیم.

افسوس میخورم وقتی که پول این گوهر ارزشمند و چاره ساز را بنده بی خردان جامعه میبینم.
بنده ای ک اگر با اراده صاحبش آزاد و در جامعه انسانی رها و جاری شود چه ویرانها که آباد کند.
اگر هر کدام از ما به سهم کوچک خودمان ببخشیم.آن زمان جهان را جای زیبا تری خواهیم دید.فقر رنگ میبازد و عدالت و مساوات جان تازه میگیرد.

موضوع این است که بعضی از ما به طرز فجیعی میل به رفاه افراط گونه داریم.
انکار نمیکنم که هر کس به اندازه تلاش خویش موفقیت را تصاحب میکند. تاکیدم بر صفت” بخشندگی” است.
این روز ها  فقر بر سر جامعه سایه ای سرد و سنگین افکنده است فشار حداکثری آن را قشر ضعیف متحمل میشوند .
جامعه اکنون ما جامعه ای ست که بیش از گذشته نیازمند بخشندگی است.

پول حلال مشکلات

چرا پول ما آفریننده برق شادی در چشم هم نوعانمان نباشد؟
چ کسی مسئول فقر جامعه است جز خودمان ؟
به جز ما چه کسی میتواند  مسئول بی خانمان های شهرمان باشد .
مسئول نگاه های پر از حسرت کودک خیابان چه؟
چرا  نباید در جریان احوال پریشان باشیم؟

چرا کسی در زندگی یاد آورمان نشد که به جز مسئولیت های روز مره و زندگی خصوصی مان نسبت به جهان اطراف نیز مسئولیم؟

  • ما نسبت به “خدا”
  • نسبت به “خودمان”
  • به “بشریت”
  • “طبیعت”
  • “زمین”
  • “تمام منابع هستی”

وحتی “حیوانات” مسئولیت داریم، اما از کنار تمام مسئولیت هایمان بی تفاوت میگذریم.
روی همه چیز و همه کس پا میگذاریم تا لحظه ای در این جهان این احساس به ما دست بدهد که دیگر چیزی نیست که فقدانش در زندگی مان مایه عذاب باشد ; همه چیز در زندگی مان رو به راه است و احساس کمبودی نداریم.

فقط زمانی مسئولیت مان را ب نحو احسن انجام میدهیم که بهایی را به ما پرداخته باشند و سودی عایدمان شود.
بخشندگی را همه میشناسیم.
حرف نو و تازه ای نیست.
حرف دیروز هاست.
بخشندگی یک “جنبش فکری منحصر ب فرد” است.
نگاهی نو و سازنده به لیست دارایی هایتان.

بخشندگی همان چیزی ست که میتواند گناهی که ناخواسته بر گردن پول نهاده ایم را پاک کند.
اگر به قوانین هستی ایمان داشته باشیم و همان ضرب المثل های معروف خودمان را به یاد بیاوریم که  میگوید: “از ماست ک بر ماست”
یا “از همان دست که بدهی از همان دست خواهی گرفت”،  آن زمان است که  دیـگر از بخشنده بودن و دل کندن از داشته هایمان ترسی نخواهیم داشت.


>>بیشتر بخوانید: زورگیری و آدم ربایی بخاطر بی پولی


پول حلال مشکلات

💸 پول حلال مشکلات یا باعث بخشندگی

چه اشکالی دارد اگر گاهی اوقات قوانین خشک به تصویب رسیده دست آدمها را بر هم بزنیم؟
چرا همیشه پول را با این هدف به دست می آوریم تا برای خود آن را حفظ کنیم ؟
چه میشود اگر گاهی پول را با هدف جان بخشیدن به صفت بخشندگی  بدست بیاوریم؟
چرا همیشه باید پول مان را سفت بچسبیم؟

اگر حال ما خوب است و رفاه معمولی در زندگی شامل حالمان است همین برای شروع بخشندگی کافیست.
هر چند اگر کمتر از این هم باشیم باز هم برای شروع کفایت میکند.
همین حال خوب ما یعنی اینکه آنقدر هم که فکر میکنیم اوضاع زندگی مان ملال آور نیست که قادر نباشیم دست کسی را بگیریم و او را از

گرداب تند بلاهای فرود آمده بر سرش نجات دهیم.
هر کدام از ما به تنهایی میتواند یک فرشته نجات باشد.
بیایید نسبت به داشته هایمان و خوشبختی یمان بی انصاف نباشیم.
هر کدام از ما به طریقی سمبل یک خوشبخت حقیقی هستیم، فقط به قول سهراب عزیز :”چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید”.

اگر جریان سیال و سازنده پول در جامعه جاری شود، بدون تردید سایه فقر سبک تر از قبل خواهد شد.چه خوب که فقر را خودمان درمان کنیم. ب این که فقر درمانی جز پول ندارد، آگاهیم.
چه بسیار آنها  که از فرط تنگ دستی و فقر، مرگ را بر زندگی دنیایی خود ارجح میدانند.


>>حتما بخوانید: سایه کاهش ارزش پول ملی بر معیشت مردم


پول حلال مشکلات

وقتی چشمانمان یک بی خانمان را در شهر میبیند یک حس منفور آغشته به کمی ترحم در وجودمان ریشه می دواند بی تفاوت و با حفظ فاصله از کنارش میگذریم و تمایلی ب تجربه مجدد چنین حسی نخواهیم داشت.حتی گاه به فکر مان میرسد که شهر با وجود یک بی خانمان جلوه زیبایی نخواهد داشت.
من از خود میپرسم چرا؟؟؟
او که در خلقت با من برابر است.
سرشتش از همان گلی ست که سرشت من است.

💸 پول حلال مشکلات یا عامل فقر

کاش همان دم بپرسیم چیست که بی خانمان را یک بی خانمان کرده است؟؟چیست که یک انسان را وادار  میکند تا غرور و شان خود را زیر پا له کند و احتیاجش را بلند بلند در میان هم نوعانش فریاد بزند؟
انسان باید به چه درجه ای از فلاکت رسیده باشد تا آرزوی روزهای بی طراوت زندگیش مرگ باشد؟
بی  شک “فقر”میشود جواب تمام این چیست ها.

بیایید سرزنش را کنار بگذاریم و در جست و جوی مقصر نمانیم.
حالا مسئولیت من در برابر هم سرشت خودم چیست؟
چگونه میتوانم برایش یک فرشته نجات باشم؟با هر چه که دارم.شاید با علم یا با ثروت یا هر چه که او از فقدانش رنج میبرد.
باید پذیرا باشیم که همه در توان و تلاش یکسان نیستند.

همیشه کسی هست که ناتوان تر از ماست.
کاملا بی تفاوت غرق در دغدغه های ذهن شلوغ مان فقط میگذریم و این بی تفاوت گذشتن درد بزرگی ست.
هر چه میگذرد، روزگار بی رحم ترمان میکند.
مسئولیت اجتماعی مان را همچون لباسی از مد افتاده از تن روح مان در می آوریم و تا جایی که  در توان ما باشد در برابر ادا کردنش مقاومت میکنیم.


>>بیشتر بدانید: بلایی که کاهش ارزش پول ملی بر سر بازار مسکن آورد


پول حلال مشکلات

💸 پول حلال مشکلات یا بلای روزگار

من از آن بلایی میترسم که روزی، روزگار بر سر روح انسان ،اشرف مخلوقات بیاورد .
تو ای اشرف مخلوقات بیا و از نو نگاه کن.
به دستان معجزه گرت،
به روح بزرگ انسانی ات که شاید دیر زمانی ست زیر آوار روز مرگی ها یت مدفون است.
بگذار روح انسانی ات نفس بکشد.
نگاه های افتاده در زیر پا را ببین که دیدن و چشم پوشیدن شرط انصاف نیست.

زندگی وقتی زیباست که حال همه ما رو به راه باشد.
نه فقط تو.
نه فقط من.
و درپایان شاید حق مطلب با این حسن ختام زیبا ادا شود که:
ای که دستت میرسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

لینک کوتاه : https://www.news.ir/?p=390317
  • نویسنده : ثمین شعفی