ماه‌عسل عجیب دوحه و آنکارا با ریاض و ابوظبی؛در منطقه چه‌خبر است؟

  • کد خبر : 309838
  • 16 آذر 1399 - 21:33
ماه‌عسل عجیب دوحه و آنکارا با ریاض و ابوظبی؛در منطقه چه‌خبر است؟

مهسا مژدهی: قفل روابط عربستان و قطر بالاخره باز شد. دو کشور در سال های اولیه حضور ترامپ در کاخ سفید، با بحران رو به رو شده بودند و کشورهای عربی با محاصره قطر این کشور را با مشکلاتی رو به رو کردند. اما حالا با نزدیک شدن به پایان ترامپ و با پادر میانی جراد کوشنر، داماد رئیس جمهور آمریکا به توافق با یکدیگر دست یافتند.به نظر می رسد که سعودی ها از ترس دولت بایدن، برای چنین توافقی عجله داشته اند.در خبرآنلاین با قاسم محبعلی،کارشناس مسائل خاورمیانه به گفتگو نشسته ایم:

در سال ۲۰۱۷ و بعد از حضور ترامپ در کاخ سفید به عنوان رئیس جمهور آمریکا، عربستان و کشورهای عربی دیگر همراه با او، دست به محاصره قطر زدند و پیوند این کشور با دیگر اعراب محدود یا قطع شد. حالا با پایان یافتن دولت ترامپ در یک اقدام عجله ای، آشتی صورت گرفته، چرا این اتفاق در این زمان بین دو کشور افتاد؟

بخش مهمی از اینکه چرا چنین اتفاقی بین عربستان و قطر در حال حاضر افتاد مربوط به تحولات آمریکاست که عربستانی ها احساس کردند که دیگر حمایت بی در و پیکر و چشم بسته دولت ترامپ، در دوران جو بایدن ادامه پیدا نخواهد کرد و به همین خاطر سعی می کنند تا مقداری مشکلات خود را در منطقه کم کنند و شاید هم اگر احساس کنند ممکن است روابط ایران و آمریکا بهتر شود، حتی تلاش کنند تا با تهران هم روابطی را برقرار کنند یا حداقل تنش ها را کاهش دهند.

عربستان سعودی و ترامپ، یعنی در حقیقت آقای بن سلمان و خانواده رئیس جمهور ایالات متحده رابطه نزدیکی ایجاد کرده بودند و اختلافاتی با قطر برسر حمایت از اخوان المسلمین داشتند. این کشور گرایش به حمایت از اخوان دارد و سعودی ها یکی از دشمنان اصلی خود را این گروه می دانند.بن سلمان فکر کردکه به دلیل حمایت گسترده و چشم و گوش بسته ای که از جانب آمریکا دریافت می کند،زمان خوبی است تا فشار بیشتری بر قطر بیاورد تا حمایت قطر و ترکیه از اخوان المسلمین و جریان های اسلامی متمایل به اخوان قطع کند. ولی خب آنها الان دیده اند که این دوران پایان پیدا کرده و دیگر امکان ندارد که ایالات متحده به شکل قبلی به از آنها حمایت کنند. 

بایدن اعلام کرده و در سند پلتفرم ۲۰۲۰ حزب دموکرات هم تنظیم شده، دیگر قرار نیست که آمریکا از عربستان در جنگ یمن حمایت کند و روابط لجستیکی و تسلیحاتی خود را با سعودی ها در مورد این جنگ قطع خواهد کرد. مورد بعدی این است که اعلام شده موضوع حقوق بشری را مبنای روابط با کشورها قرار می دهد و دیگر چک سفید امضای حمایت را به ریاض نخواهد داد. این مسائل باعث شد تا سعودی ها به دنبال این باشند که خودشان را با شرایط جدید وفق دهند. این کشور یک حکومت قبیله ای و غیردموکراتیک دارد ولی تغییر شرایط را درک کرده و سیاست های خودش را به روز خواهد کرد.

چرا جای مصر در این سر و صدایی که برای آشتی بلند شده، خالی است؟ مصر با وجود مشکلاتی که با اخوان المسلمین دارد، پای خود را از این ماجرا کنار کشیده است.

مصر دشمن اصلی خودش را اخوان المسلمین تلقی می کند.السیسی این تصور را دارد که هرنرمشی را در مورد این گروه اسلام گرا از خود نشان دهد،باید قدرت را واگذار کند.حکومت او از کودتا علیه اخوانی ها به وجود آمده و تعداد زیادی ازاعضای این گروه در زندان و منتظر اعدام هستند. پس  السیسی هر گونه انعطافی را موجب احیای جریان اخوان المسلمین در مصر می داند که باعث سست شدن پایه های دولت او می شود.

حالا که قطر و عربستان در حال آشتی هستند، این کناره گیری مصر می تواند باعث ایجاد فاصله میان قاهره با دیگر کشورهای عربی باشد؟

باید صبر کرد  و دید که نوع مناسبات دولت بایدن با دولت السیسی چگونه خواهد بود. باید دید که آیا همانطور که در مورد عربستان سعودی اشاره کرده، حقوق بشر را مبنای روابط قرار می دهد و رابطه دولت را با مخالفین و جنبش های مدنی مورد بررسی قرار می دهد یا خیر.به نظر می رسد که قاهره هم یکی از کاندیداهای تغییر درخاورمیانه است. همانطور که میبینیم در اسراییل،انتخابات در پیش است و دوره نتانیاهو به سر خواهد آمد. عربستانی ها هم خودشان را با شرایط تطبیق خواهند داد تا هر طور شده جلوی برخی مسائل از جمله پرونده قتل خاشقچی را بگیرند و در مصر هم ممکن است که تغییراتی در راه باشد.

مشکل عربستان و قطر بر سر اخوان به کجا خواهد رسید؟ قرار است که قطر ارتباطش را قطع کند یا سعودی ها می خواهند بالاخره اخوان را به عنوان یک گروه اسلامی حاضر در جهان عرب قبول کنند؟

این توافق به معنی آن نیست که همه اختلافات بین دو کشور برطرف خواهد شد. عربستان همچنان تنش هایی با اخوان المسلمین خواهد داشت اما ممکن است در رویکرد خود نرمش بیشتری نشان دهد و از آن طرف هم اخوان المسلمین ممکن است که برخی از سیاست های خود را تلطیف کنند. از سوی دیگر بعید نیست که روابط ایران و قطر و ترکیه و قطر هم تغییر کند. با توجه به اینکه قطر دیگر در محاصره کشورهای عربستان و امارات و بحرین نیست.

برای اخوان المسلمین در قطر و ترکیه چه اتفاقی خواهد افتاد؟

این جنبشی است که حیات خود را در هر شرایطی ادامه خواهد داد. نوساناتی وجود داشته اما جریان اخوان المسلمین متناسب با شرایط فعالیت های خود را احیا خواهد کرد. اما به نظر می رسد که با توجه به تحولاتی که در منطقه اتفاق افتاده و خواهد افتاد، گروه هایی مثل اخوان دیگر شانسی برای رسیدن به قدرت نخواهند داشت. اما به عنوان یک جریان سیاسی فعال خواهند بود و از فرصت ها بهره می برند.

آیا ممکن است که ترکیه با سعودی ها در مورد این آشتی بسته باشد و در حقیقت اردوغان در این میان پادرمیانی کرده تا امتیازاتی بگیرد؟ امکان نزدیکی ترکیه و عربستان تا چه اندازه وجود دارد؟

نمی شود در مورد اینکه اردوغان پادرمیانی کرده، فعلا نظری داد. هم عربستان و هم ترکیه منافعی دارند. آنها مشکلاتی چون قتل خاشقچی، حمایت آنکارا از اخوان المسلمین و قطر، مساله مصر و لیبی و سودان را در میان خود دارند. هم اردوغان بند باز ماهری است و هم دولت عربستان نسبت به شرایط انعطاف پذیر است و اگر منافعشان اقتضا کند، بعید نیست که شاهد روابط بهتر این دو باشیم.

ترکیه از روی کار آمدن بایدن استقبال کرده. آنکارا با اروپائی ها درگیر است و علاقه مند نیست که با یک دست چند هندوانه بردارد. بنابراین سعی خواهد کرد که هم با آمریکا رابطه را بهتر کند و هم در مورد کشورهای عربی رویکرد دوستانه تری نشان دهد تا بتواند بر یک مساله یعنی اختلافات با اروپا و یونان تمرکز کند.

به نظر می رسد که ریاض نگران دولت بایدن است و این باعث شده تا چنین توافقی را به سرعت برنامه ریزی کند. نقش جراد کوشنر در توافق بین سعودی ها و قطر چه بود؟

بالاخره آقای کوشنر و خانواده ترامپ علاوه بر کار سیاسی منافع تجاری و اقتصادی با امارات و عربستان و دیگر کشورهای خاورمیانه دارند. آنها در کمپانی های بزرگ ساختمانی هستند و لابی کمپانی های فروش اسلحه هستند و مایل نیستند تا تجارتشان با کشورهایی مانند عربستان لطمه بخورد. به همین خاطر سعی خواهند کرد، ضمن اینکه میراث دولت ترامپ را حفظ کنند، به دنبال حفظ روابط با کشورها و منابع قدرت در آنها هستند تا منافع مالی خود را پس از خروج ترامپ از کاخ سفید کماکان حفظ کنند.

به نظر شما عربستان با همین انعطاف پذیری که بر سر قطر از خود نشان داده، در دوره بایدن پیش خواهد رفت؟

عربستان و بن سلمان دچار مشکلاتی می شود.در مساله قطر شاید بایدن تغییر سیاست دهد و شاید در قطر اینکار را می کند تا تغییر سیاست در یمن را به تعویق بیاندازد. او در مورد سیاست داخلی و قتل خاشقچی هم ترس هایی دارد که مبادا پرونده ها فعال شوند. در رابطه با ایران هم ریاض با توجه به اینکه احتمال توافق ایران و آمریکا و برگشت به برجام زیاد است، احساس می کند که ممکن است به انزوا برود. بنابراین عربستان تغییر را از راه های کم هزینه تر شروع می کند و قطر کم هزینه ترین جاست. چون پایان دادن به جنگ یمن بدون نتیجه، به معنی یک فاجعه است. پرونده خاشقچی هم می تواند دردسر ساز باشد. آنها احساس می کنند که اگر آمریکا به برجام برگردد، دستاوردهایی که در دوره ترامپ داشته اند به باد خواهد رفت.

روابط ایران و قطر بر اثر قطع روابط قطر و عربستان گرم شده بود. اگر  قطر وارد دایره دوستان ریاض شود، این می تواند موقعیت ایران را تضعیف کند و این آشتی تا چه اندازه می تواند بر این روابط بین تهران و دوحه موثر باشد؟

نمی توانیم بگوییم تاثیر خیلی جدی خواهد داشت. قبلا هم عربستان در مورد عراق  و سوریه با ایران اختلاف داشت. به نظر می رسد که نهایتا مناسبات ایران و قطر به شرایط قبل بر می گردد. از آنجایی که دو کشور مناسبات تجاری و اقتصادی پر سودی هم نداشته اند، این اتفاقات نمی تواند موجب تحولات جدی شود.

ایران و قطر همیشه روابط پر نوسانی داشته اند. البته این نوسانات به اندازه بحرین یا امارات و عربستان نبوده است. تیره ترین روابط ایران با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با بحرین است. با عربستان هم در دوران آقای هاشمی و دولت خاتمی روابط نسبتا خوبی شکل گرفت. اما قطر سعی کرده خودش را از این ترکش ها دور نگه دارد. آنها سیاست جداگانه ای دارد که خیلی ارتباطی با بقیه کشورهای عربی ندارد. اختلافاتی هم با ایران دارد. اما چون در این چند سال تنها معبرش برای ارتباط با خارج ایران بود، سعی کرد که روابط را با تهران حفظ کند. 

ما ائتلافی بین ایران و ترکیه و قطر داشتیم که ائتلاف خوبی به حساب می آمد و کار می کرد. چه بر سر این ائتلاف در دوران پسا آشتی خواهد افتاد؟

باید منتظر ماند و دید. هم ترکیه و هم قطر در این چند سال مناسباتشان در مورد ایران نوسان داشته. ترکیه در مورد سوریه و عراق با ایران احساس رقابت می کند و تفاوت منافع استراتژیک هم دارد. در مورد آذربایجان و ارمنستان هم اختلافاتی دارد. به همین دلیل بعید نیست که روابط انکارا و تهران دوباره دورتر شود. در مورد قطر هم این کشور عموما سعی نمی کند که وارد بازی های بزرگ شود.

سعی می کند یک بازیگر باشد و با امکانات مالی که دارد خودش را به عنوان یک قدرت مطرح کند. اما چون دولت کوچکی دارد، وارد بازی های بزرگ، جنگ های وسیع و ائتلاف های موثر و جدی نمی شود و بعید می دانم که به خاطر عربستان هم خودش را وارد تنش با ایران کند.

البته بستگی به شرایط دارد که خیلی ویژه است. قطر با اینکه رابطه اش را با ایران حفظ کرده مهم ترین فرماندهی مرکزی آمریکا در خاورمیانه در قطر است. هر عملیاتی که واشنگتن بخواهد در مورد ایران انجام دهد، ار قطر خواهد بود و اگر تهدیدی علیه کشورمان وجود داشته باشد، یکی از پایگاه هایی که عمل خواهد کرد، در این کشور خواهد بود. بنابراین نمی توانیم هم زمان منتظر باشیم که دوحه رابطه صمیمی و ویژه ای با ایران ترتیب دهد و ائتلافی که وجود داشته به خوبی کار کند.

کشورهای مصر و بحرین و.. با قطر مشکلات خود را حل نکرده اند، این می تواند باعث شود که ثباتی که برخی بر اثر آشتی دوحه و ریاض منتظرش هستند، به خطر بیافتد؟

آنها از عربستان پیروی می کنند. اگر مشکل با سعودی ها حل شود، با امارات و بحرین هم مشکل حل می شود. با مصر البته اوضاع فرق می کند و اختلافات به خاطر اخوان المسلمین ریشه دار تر است اما حتی می توان انتظار داشت که رابطه با مصر هم به دلیل آنکه همسایه قطر نیست، مساله کمتری داشته باشد.

قطری ها شرایط را می سنجند و مایل نیستند که در انزوا بمانند. پس سعی می کنند تنش های خود را کاهش دهند. این در مورد عربستان هم صدق می کند و این آشتی به همین دلیل شکل گرفته است. اگر این توافق کار کند، دیگر مساله با دیگر کشورهای عربی مساله مهمی نخواهد بود.

>>> بیشتر بخوانید:

آیا عربستان می‌تواند دولت بایدن را در منطقه با خود همراه کند؟


آشتی عربی در خلیج فارس؛ ولی حالا چرا؟

۲۳ /۳۱۲ ۳۱۰

لینک کوتاه : https://www.news.ir/?p=309838
-