مشکلات امروزى استقلال
مدیرعامل جدید استقلال، رفته رفته پى مىبرد که مشکلات در این تیم بزرگ، از چه قماشى است! بزرگى که اسباب بزرگى اش را از دست داده است! «دارا» یى که ندارانه روزگار را مىگذراند!
احمد سعادتمند، شاید چنین سختىهایى را تخمین نمىزد ولى حالا، ذرهذره چشمانش بر واقعیتهاى باورنکردنى، باز مىشود! آیا این تازه آمده به میدان، هنوز هم از هول حلیم، توى دیگ مىافتد؟ نمىدانیم از کجا شروع کنیم؟ از بدهىهاى دیرین و یا باید مبتلائات روزآمد را عمده کرد و نالید! نالشى از بابت بىوفایىهاى همین روزها و غصه فرصتهاى از دست رفته؟ و نیز اینکه: …، چون دوست، دشمن است از پس و پیش در حال شمشیر زدن است، به کجا و به که، پناه باید برد؟ به کسانى که قصدشان برداشتن کلاه استقلال است یا مىخواهند کلاهى بر سرش بگذارند؟
ویروس مدیریت
استقلال، باید با مدیریت از سختىها عبور کند! مدیریت بحران! مدیریت لحظههاى سخت! که به خودش برمىگردد! به واقعیتهاى عینى! مدیریت به معناى خود را نباختن! از تک و تا نیفتادن و سکان فرماندهى را از دست ندادن که اگر از دست برود، همه چیز را، همه چیزها را، به باخت خواهد داد!
آرى، استقلال براى غلبه بر «ویروس مدیریت ناتوان» خود، دیر اقدام کرده، در واقع استقلال از سال ٩٢ به این سو، مرتب بد عمل مىکند! هم بدترتیب و هم بدهنگام! دیر و با از دست دادن فرصتها! مهمتر از هرچیز، همین از دست دادن زمان است! الان و در این لحظهها، جایش نیست و الا یک مثنوى مىتوان شرحهشرحه کرد براى سینههاى سوخته، براى سینه سوختههاى استقلالى! تیمى که به رخنه کردههاى نفوذى و پرادعا، بیشتر باخته است تا به هر عامل دیگرى!
از این مقوله بگذریم، تا نگذریم از سر کلاهى که بر سر استقلال گذاشتند! کارى به کار مدعیات مختار بابایى نداریم! به هر ادعایى در این عرصه ورود نمىکنیم که استقلال بزرگ است و بزرگتر از همه است! ولى این جسارت که استقلال را «خام» مىانگارد، از کجا پدید شد؟ اینهمه زرنگى، اینهمه رندى، اینهمه کلاهبردارى؟
طى این مرحله
براى استقلال، هیچ چیز تمام نشده است! چشمهاى استقلال حالا بهتر مىبیند و بیشتر مىبیند! براى استقلال نگاه دیگرى لازم است تا دیگر چیزى را از دست ندهد! تا دیگر باور مردمانش را از دست ندهد! تهدیدهاى مدیریتى، در حال تبدیل شدن به فرصتهاى عالى است و این مىطلبد که همه نیروهاى استقلالى، در جاى خود قرار گیرند! لازم است فرهاد مجیدى، با همه اعتبار و مقبولیت و با تمام وجودش، وارد معرکه شود! فرهاد بىطرف نداریم! فرهاد جدا افتاده از استقلال نداریم! قطع این مرحله را جز به اتحاد و اتفاق، نمىتوان کرد! جز به متابعت از اصول دیرینه مدیریت بر استقلال! همه عوامل درجه اول و درجه دوم استقلال، باید دست در دست هم باشند! دردسرآفرینى بس است و کافى است!












تعبیر خواب
قیمت ارز
فال حافظ