قدرت روح، وقتی وضع روح عوض شد، وضع تن هم عوض می شود. روح چیز عجیبی است. نمونه اش در راه باطل هم هست. حق و باطل یک مرز اشتراکی دارند. مرتاض ها را ببینید. این نفس را ما رها کرده ایم و کار خراب شده است. این نفس خیلی نیرومند است، منتها این آب را رها کردیم و می رود، دیده اید دو تا، سه تا، چهار تا نهر است، جلویش را می بندند، سد می شود؟ در این سد عظیم آب را با فشار از این توربین ها رد می کنند و برق تولید می شود؟
آن برق کارخانه های عظیم و عجیب را راه می اندازد، در عالم طبیعت این گونه است. در عالم حقیقت هم همین گونه است، اگر جلوی این نفس گرفته شود که نیرویش هدر نرود، نفس زور پیدا می کند و می پرد. حالا یا جلوی نفس را محکم می بندد که البته مشکل است یا مجرایش را تنگ می کند و همین که مجرایش را تنگ کرد، فشار و زور پیدا می کند. شرع مقدس هم دستور می دهد که از شهواتتان بکاهید، به عنوان واجب در ماه مبارک رمضان جلوی خوردنتان را بگیرید، به عنوان مستحب روزه های مستحب بگیرید، از لذائذ حرام چشم بپوشید، لذائذ نفسانی را کم کنید.
پیامبر اکرم فرمودند:
من نان با دو خورش نمی خورم، البته کسی را امر نمی کنم که این گونه مثل من باشد ولی اگر می تواند باشد.
هدف کوچک مرتاض ها از ریاضت های سنگین
به یکی از رفقا می گفتم که اگر یکی از این مرتاض ها را پیدا کردی، ما را به حضورش ببر، به دردمان می خورد. به چه درد می خورد؟ به درد این می خورد که ببینیم برای یک هدف کوچک چه سختی هایی به خودش داده است و ما برای هدف بزرگ مان چقدر شُل گرفته ایم. برای یک هدف کوچک که مثلاً بفهمد در جیب طرف چند تومان پول است، این قدر دستش را بالا گرفته است که دستش خشک شده است.
یکی از مؤمنان به هندوستان رفته بود، می گفت می دیدم مرتاضی صبح، ظهر، آفتاب، گرما، سرما، شب، نصفه شب، هم چنان نشسته است. گفت دیوانه شدم که چطور این همین طور نشسته است؟ چه کار می خواهد بکند؟ بله، او به تن فشار می آورد و نیرویی جمع می شود و یکباره از یک جایی به صورت نیرو و قدرتی راه باز می کند، منتها بیچاره ها نمی فهمند که این توانایی ها زود به بن بست می خورد.
رفتار امام صادق(ع) با مرتاضی که با مخالفت نفس بر احاطۀ علمی بر عالم رسیده بود
در روایات داریم، روزی امام صادق(ع) دیدند که جمعی اطراف شخصی را گرفته اند، پرسیدند او کیست؟ گفتند: این عالم به کل شیء است. فرمود: عالم به کل شیء است یعنی چی؟ گفتند: مثلاً می گوید در جیب یا دستت چیست. آقا فرمودند: در دست من چیست؟ عجیب تر این است، آن شخص فقط دست را نمی دید، بلکه احاطۀ علمی داشت. می گفتند یک نگاهی به اطراف کرد و چیزی نگفت. بعد حضرت فرمودند: چرا نمیگویی؟
گفت: من خیلی متعجب هستم. حضرت پرسیدند: مگر نمی دانی چیست؟ گفت: چرا، چیزی که مرا در فکر برده این نیست. در دست شما تخم کبوتر است. حضرت فرمودند: از کجا فهمیدی؟ نگفت دست شما را دیدم، گفت: وقتی به اطراف عالم نگاه کردم، دیدم در این لحظه همه چیز سر جای خودش است. این حرف خیلی عجیب است، فقط یک کبوتر در فلان چاه دو تا تخم گذاشته بوده، یک دانه اش نیست، آن تخم کبوتر در دست شماست.
حضرت دستش را باز کرد، دیدند درست گفته است. حضرت گفتند: پس چرا جواب نمی دهی؟ گفت: من تعجبم از این است که من با هزار نوع ریاضت فقط می فهمم که آن چیست ولی شما آن را احضار کردید. من فکر کردم که این دیگر چگونه است و از این خیلی تعجب کردم. کسی که این همه روز زحمت بکشد، قدرش را می داند. حضرت پرسیدند: چگونه به اینجا رسیده ای؟ این یک کلمه اش خیلی سخت است. این خیلی مرتاض عجیبی بوده است و حرفش معمولی نیست. گفت: هر چه دلم خواست مطلقاً برعکس کردم. سال های سال جایی غذای خوشمزه را دیدم و خواستم اما نخوردم و چیزی که دوست نداشتم خوردم. وقت خواب بود خواستم بخوابم، نخوابیدم ولی موقع بیداری خوابیدم. هر چه بود مخالفت نفس بود. حضرت وقتی او را به این مبنا آورد، همین جا گریز زدند و فرمودند: حالا حس می کنی من از تو بالاترم؟
گفت: مسلماً. حضرت فرمود: من برای تو راهی دارم. تو هر راهی پیمودی بیا تابع ما شو تا به بیشترش هدایتت کنم. گفت: نه. پرسیدند دلت نمی خواهد؟ گفت: نه. فرمودند: پس چرا مبنای خودت را رد کردی، مگر مبنایت بر این نبود که هر چه دلت می خواهد بر عکس کنی. تا این را فرمود و او را به مبنای خودش آورد، گفت: به شما گرویدم و تابع شدم. بعد حضرت پرسیدند حالا چیزی می بینی؟ گفت: نه. هیچ چیز نمی بینم.
فرمود: ریاضت هایی که کشیدی، چون در مسیر حق نبود، عن قریب این گونه می شد و به بن بست می خوردی و همه اش باطل می شد. ما این ها را برایت اصلاح کردیم، خیالت راحت باشد ولی اگر از مسیر ما بیایی به فوق این ها نائل می شوی. حرف خیلی بالاتر از این هاست. حضرت فرمود یک تکۀ بریده ای از قدرت نفس دستت آمده است، آن هم مقطعی و موضعی است و به درد نمی خورد.
امیر المؤمنین فرمودند: من نفسم را دائماً با تقوا ریاضت می دهم.
ریاضت دادن نفس با ریاضت های شرعی
ریاضت دادن نفس با ریاضت های شرعی درست است، مخصوصاً باید شرعی باشد. چون عرض کردم ریاضت های غیر شرعی گاهی وقت ها خراب می کند. این کامپیوتر خیلی حساس است، نفس و روح دکمه هایش خیلی حساس است. این اصطلاح را برای این عرض کردم که دقتش را بگویم، چون خیلی دقیق است.
بعضی از مطالب و معارف و ریاضاتی که به روح و نفس می دهیم، اگر در مسیر نباشد آن را خراب می کند و تعادلش را به هم می زند و تازه حتی بعضی ها در این مسیر دیوانه شدند. در مسیر شرع مقدس که مسیر دقیقی است اگر کسی واقعاً اهل ریاضت باشد و بخواهد ترقی کند، خدا می فرماید باید زحمت بکشی تا بدهم. حیف است که زحمت نکشید و این راه را رها کنید.
لزوم استاد در ریاضت دادن به نفس
ماه رمضان ماه همین کار است، یک ذره به نفس فشار بیاورید. البته میزان و مقدار دارد و باید زیر نظر استاد و با فهم باشد، نه بیخودی که گمراه می شوید. اگر کسی عادی زندگی کند که هیچ، ولی اگر کسی خواست در راه معرفت نفس، ریاضت نفس و پیدا کردن قوت های نفسانی بیاید، خیلی بد است که همان باعث انحرافش بشود.
>>>بیشتر بخوانید:
احضار ارواح با روش صد در صد و دقیق
عوالم سه گانه
ما سه گونه عالم داریم:
یکی عالم ذات الهی است که هیچ کس آنجا راه ندارد، یکی هم عالم خلق است، یکی هم عالم لدنی است که انسان می تواند از این مقام خلقی به عالم لدنی سفر کند. آنجا همه چیز رنگ دیگری دارد، اینجا عالم فقر و گیرندگی و تغییر و تحول و از بین رفتن است و آنجا عالم غنا و دهندگی و ثبات و بقا و ماندن است.
آنچه شما این طرف نزد خود داشته باشید، از بین می رود ولی هر چه آن طرف داشته باشید، از بین نمی رود. بیایید چیزهای این طرفی را به آن طرفی تبدیل کنید. همه چیز شما و عالم دو بعد دارد: یک بعد خلقی و یک بعد الهی.
قرآن هم به این مطلب اشاره می کند:
و برای همۀ موجودات خلقی یک وجۀ دیگری هست که آن وجهۀ الهی است و گردانندۀ آن وجهه خود اوست.
در این شب های ماه مبارک رمضان از خدا بخواهید فقط یک مورد از آن برایتان کشف شود که اگر یکی کشف شود، بقیه اش هم کشف می شود، خدایا در یک مورد، آن طرف شی ء را به ما نشان بده که آن را عبارات مختلف می گویند مانند ملکوت هر شیء یا عالم لدن شیء.
از آن بابت ملکوت است که به عالم مسلط است و همه را استخدام کرده و هیچ کس نمی تواند او را استخدام کند. کسانی هم که فائز شدند، رسماً به آنجا یعنی به عالم الوهی قدم گذاشتند. خدا در قرآن هم بزرگترین عنایتی را که به یکی از بزرگ ترین پیغمبر ها کرده است، این می داند که:
ما به ابراهیم ملکوت آسمان ها و زمین را نشان دادیم تا از موقنین شود.
ملکوت عالم یعنی چه ؟ همۀ موجودات یک بعد مُلک و یک بعد ملکوت دارند. مثلاً انسان از بعد مُلکی خود، آدمی حادث، فقیر، بیچاره، نادان، جاهل به همه چیز، محدود و… است و اگر آن بعد دیگرش را پیدا کند، موجودی ازلی، ابدی، لایتغیر، قادر، عالم، محیط و باقی هستید، ما یعنی همین بنده های بیچاره. بیخود نیست که مغربی می گوید:
هر کسی با خویش دارد این چنین گنج گران
لیک هرکس را ز خود، بر خود طلسمی مشکل است
اما کسی که بتواند این طلسم را بشکند، نیست. همه می گویند ما فقیر و بیچاره هستیم، در حالی که اگر بعد ملکوتی ات کشف شود، می بینی که بی نیاز، آرام، راحت و بی کم و کاست هستی. آن طرف همه اش قدرت، آرامش و راحتی و پیروزی است.
خداوند وقتی پیامبر را ناراحت و متأسف می دید، ایشان را یک آن به بعد ملکوتی رهنمون می کرد که پیغمبر اسف تو را می کشد، چرا این قدر اسف می خوری؟ آن گاه خداوند روی دیگر ورق را بالا می آرود و دل پیغمبر را آرام می کرد، فرمود: درست است که یک عده نمی فهمند اما تو غصه نخور، ما این نفهم ها را هم می خواهیم. پس جهنم را چه کسی قرا است اداره کند؟
جهنم مظهر اسم مضلّ(گمراه کننده) خداوند
جهنم مظهر اسم یا مضلّ است. ما دو اسم یا هادی و یا مضلّ، ای هدایت کننده و ای گمراه کننده داریم و این هر دو اسم مظهر می خواهند، این ها هم مظهر اسم یا مضلّ هستند. ای پیامبر ما، فقط تو بگو تا فردا کسی نگوید که چرا من از این دسته شدم؟ خدا فرمود: دعوتتان کردم اما خودتان نپسندیدید.
ما قوم ثمود را هدایت کردیم لکن خودشان کوری را بر هدایت ترجیح دادند.چه کنیم؟ آن ها خود کوری را دوست داشتند. یک عده کورند وجولانگاهشان هم در تاریکی است. آن هایی که اهل تاریکی اند تاریکی را هم دوست دارند، وقتی نور زیاد شود تعطیل و باطل می شوند.
مقام مقربین و فنای فی الله منتهی درجۀ وصال
ما نمی دانیم مقام مقربین چیست ولی اجمالاً این که اصلاً هدف، راه و راحتی آن است. منتها درجۀ ترقی در راه خدا این است که انسان محو خدا شود، این منتهای درجه است و وصل به خدا و وصول به حضرت حق بالاترین نعمت است.
منت خداوند بر انسان به خاطر ایمان
“رسول ما، به مسلمین بگو که به خاطر اسلام آوردنتان بر من منت نگذارید بلکه خدا بر شما منت می گذارد که شما را به ایمان هدایت کرده است.
این هم منت خدا بر شما است، هیچ کس ازخداوند تبارک و تعالی چیزی طلبکار نیست. راه خدا و صراط مستقیم این گونه است که ما هیچ حقی بر خدا نداریم و به ظاهر گاهی خیال می کنیم که حقی پیدا کرده ایم، بر عکس خداوند بر ما حق دارد و خلاص شدن از این کار آسانی نیست. انسان به صورت های مختلف گرفتار خود است و این خود انسان خیلی شائبه و شبهه دارد.
این کفر خود هر لحظه خودش را به شکلی نشان می دهد، باید این را بدانیم که خدا ایمان را محبوب دل می کند و اگر ایمان محبوب دلت بوده و ایمان، مؤمنین و عبادت را دوست داری، دِینی از طرف خدا بوده و نعمت بسیار بزرگی است که از جانب خدا به تو عنایت شده است. اگر انسان این را بداند قهراً شکر گذاری می کند و قهراً اثر تشکر، این است که باعث ازدیاد و قوت آن نعمت می شود، یعنی به بقیۀ آن نعمت پی می بری. چون هر نعمتی که به شما داده شده است، یک نمونه و مستوره ای از یک خزینه است.
خزائن عالم درنزد خدا
می فرماید: هیچ چیز در عالم نیست مگر خزائن آن در دست خداست.هر خیر، فضیلت، عنایت و هر ذره ایمان و نوری که در جهان انتشار پیدا کرده، خدا می فرماید خزائنش پیش ماست و علت اینکه خزائن می فرماید و آن را جمع می بندد برای این است که خزینه ای فوق خزینه دارد. هر چیزی که اینجا پیدا شده است، خزینۀ قبلی دارد و خزینۀ قبلی آن بسیار قوی تر از خودش است و قبل از آن خزینه هم باز خزینۀ دیگری دارد و همین طور قبل از آن هم خزینۀ دیگری دارد. شکر نعمت باعث می شود که انسان به خزائن قبلی این نعمت دست پیدا کند و دعا کرده و بقیه اش را از خدا تقاضا کند .
















تعبیر خواب
قیمت ارز
فال حافظ