
یک سلاح هسته ای به تنهایی می توانست یک ناوگان تهاجمی آبی خاکی را به کلی نابود سازد. بدین ترتیب ناوگان های دریایی مجبور هستند که در یک گستره بزرگ تر جغرافیایی پراکنده شده و خودروهای آبی مانند هاورکرافت و قایق های تندرو که سرعت بالایی دارند این نقطه ضعف را پوشش داده و نیروها و تجهیزاتشان را از کشتی ها به سواحل خواهند رساند. یکی از نتایج حاصله از این احساس نیاز به تاکتیک های جدید، اقتباس نیروهای ویژه دریایی از یک نوع هلی کوپتر خاص و تاکتیک بعدی نیز به خدمت گرفتن هاورکرافت های LCAC. این هاورکرافت که با استفاده از چهار موتور توربین دار گازی حرکت می کرد می توانست یک کشتی آبی خاکی که در ۱۰ مایلی سواحل دشمن پهلو گرفته بود را ترک کرده و بار خود را در عرض ۱۵ دقیقه در ساحل پیاده نماید.

نوع LCAC از لحاظ سرعت ۴ برابر سریع تر از نمونه پیش از خود با نام Landing Craft بود. هاورکرافت جدید Ship to Shore Connector یا SSC جایگزین LCACهای قدیمی تر خواهد شد که در دهه ۱۹۸۰ وارد نیروی دریایی شدند. این دو نوع هاورکرافت در قسمت بیرونی و ظاهری خود بسیار شبیه هستند: یک بدنه قایقی با ته صاف و فضایی ۱,۶۰۰ قوت مربعی برای بار که در دو طرف آن دو دسته موتور توربین گازی قرار داشته و سکاندار نیز در یک کابین مخصوص در جلوی هاورکرافت آن را هدایت می کند. یک رمپ در قسمت جلوی هاورکرافت به خودروها و لیفترها این امکان را می دهد که به طور مستقیم وارد فضای مربوط به بار شده و بار دیگر به شکل مستقیم خارج شوند.












تعبیر خواب
قیمت ارز
فال حافظ