ایرج اسکندری از تقلب و درگیری‌های داخلی حزب توده می‌گوید

  • کد خبر : 58367
  • 15 اردیبهشت 1399 - 1:46
ایرج اسکندری از تقلب و درگیری‌های داخلی حزب توده می‌گوید

«اندیشکده وودرو ویلسون» ۳۱ سند وزارت امنیت آلمان شرقی (اشتازی) را در مورد فعالیت‌های کمونیستی و ضدکمونیستی در ایران در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ منتشر کرده است که عمدتا متمرکز بر حزب توده است.

در ادامه ترجمه ی ششمین سند مربوط به وزارت امنیت آلمان شرقی، آمده است:

اطلاعات درباره گفتگو با ایرج اسکندری، عضو اجرایی کمیته مرکزی حزب توده ایران.

منبع در آگوست ۱۹۷۹ با این فرد گفتگو کرد:

دکتر ایرج اسکندری

متولد ۱۲/۰۹/۱۹۰۸ در تهران

ساکن سابق ۷۰۲۲ لایپزیگ

نودرویگ ۲

ساکن کنون ایران/تهران

دبیر اول سابق حزب توده ایران

خدمت کننده به بخش مرکزی XX/AGA

دکتر اسکندری که از آوریل ۱۹۷۹ در ایران سکونت دارد، در آگوست ۱۹۷۹ به لایپزیگ سفر کرده بود.

او درباره شرایط ایران، و شرایط و روش‌های حزب توده در ایران گفت.

در ایران فضایی علیه امپریالیسم، مخصوصا امپریالیسم آمریکا و طبقه بورژوای بالای ایران شکل گرفته است. این جنبش مردمی ماهیت پراکنده دارد. اعضای بورژواری داخلی بالای [ایران] و دیگر نیروهای متحجر در حال متحد شدن و تلاش برای متوقف کردن جنبش توده پیشرو هستند. ضدیت شدید با کمونیسم و شوروی به عنوان سلاح استفاده می شود. نیروهای متحجر بصورت فزاینده ای با مشکلات اقلیت‌های قومی در ایران مواجه شده اند. بعد از تلاش نیروهای متحجر در گرگان و خوزستان، کردستان ایران فورا به نقطه اصلی حمایت از واکنش‌های داخلی و خارجی تبدیل شد.

تبلیغات ضدکمونیستی و ضدشوروی [امام] خمینی و دیگر روحانیون عالی رتبه، نخست وزیر بازرگان، وزرای او و گرایش‌های ضددموکراتیک آنها در مسیر (یا مانع) شکل‌گیری یک اتحاد کارگری، اتحادی از «نوع اجتماعی» است که به یک تحول ضدامپریالیستی علاقه مند است.

حزب توده معتقد است مبنای اتحادیه کارگران ایران برای تحولات ضدامپریالیستی و دموکراتیک جامعه ایران، موضوعی مربوط به کارگران بوده و خود آنها باید ابتکار عمل را در دست داشته باشند. در این مسئله حزب توده باید از طریق اعلامیه‌ها، حمایت از تلاش برای مبارزه، و هدایت مشارکت در تلاش کارگران، کمک‌های خاصی ارایه دهد. اما دکتر اسکندری معتقد است که یکی از بازدارنده‌های اصلی فعالیت یکپارچه حزب توده در ایران، این واقعیت است که هیچ برنامه کاری وجود ندارد و «لذا مرزهای رهبری واقعی» در حال از بین رفتن است.

نورالدین کیانوری دبیراول حزب توده، یک رهبری سه نفره برای حزب تشکیل داده است. که شامل این موارد می شود:

  • نورالدین کیانوری
  • جعفر میزانی
  • منوچهر (متن نامشخص) بهزادی

رهبری مسئولیت‌های زیر را دارد:

جعفر میزانی مسئول انتصابات کلی سازمانی در حزب است.

منوچهر بهزادی مسئول روابط حزب است.

از نظر دکتر اسکندری، هردوی آنها تنها ابزاری در دست کیانوری هستند. به گفته دکتر اسکندری، آنها صرفا هرچه او بخواهد انجام می دهند و او تنها تصمیم می گیرد. او به تنهایی عمل می کند، و با اتکا به موقعیت خود افراد را وارد گردهمایی های حزب کرده و آنها را به عنوان نامزد شورای متخصصان برای پیش نویس قانون اساسی جدید یا برای انتخابات و غیره معرفی می کند. برخی از این نامزدها به عنوان ماموران ساواک شناخته شده یا ظن کار با ساواک درباره آنها وجود داشته است.

مریم فیروز همسر کیانوری که نام واقعی اش مریم فرمانفرمایان (متن نامشخص) بود، یکی از نامزدهای شورای متخصصان برای پیش نویس قانون اساسی بود. نامزدی او توسط بسیاری از اعضای حزب توده رد شد زیرا:

  • او از یکی از خانواده های متحجر ایران آمده است (پدرش زمین‌های بسیار زیادی از جمله ۲۵۳ روستا در غرب ایران دارد).
  • رفتار کلی او با رفتار عمومی یک رفیق در حزب همخوانی ندارد.

برای نامزد شدن او، تعدادی رای برای او ساخته شد. تعداد آرای او ۷ هزار رای اعلام شد در حالیکه دکتر اسکندری معتقد بود او ۷۰ رای هم نداشته است. اگر خیانت او آشکار شود، حزب توده صدمه سیاسی بزرگی خواهد خورد.

لینک کوتاه : https://www.news.ir/?p=58367