خودکشی چیست؟/ انواع خودکشی

  • کد خبر : 435796
  • 31 خرداد 1400 - 13:17
خودکشی چیست؟/ انواع خودکشی

واحد فرهنگی نیوز: خودکشی یکی از چالش های جدی بشر امروز است. هر روزه در جهان تعداد زیادی جان خود را بر اثر انواع خودکشی از دست می دهند. خودکشی در بین جوانان رایج تر از بقیه افراد است. خودکشی چرا اتفاق می افتد و چه عاملی در فرد، محرک این عمل است؟. این مقولۀ چند بعدی و پیچیده، توجه بسیاری از روانشناسان، جامعه شناسان و روان پزشکان را به خود جلب کرده است.

در ازای هر خودکشی، زندگی حداقل 20 نفر تحت تأثیر جدی قرار می گیرد و ضربۀ روحی شدید به آنها وارد می شود. کشور ما از این قاعده مستثنی نیست. در ایران نیز هر روزه شاهد خودکشی های چند نفری و یا فردی با روشهای خودکشی متفاوت هستیم. خودکشی در بسیاری از موارد قابل پیشگیری است. کافی است نشانه های هشدار دهندۀ آن را بشناسید و به موقع از کارشناسان کمک بخواهید.

انواع خودکشی

موجود زنده ای هستی با هزار تویی در آفرینش وجود. نام تو انسان است؛ این تو هستی که ذهن و تخیل ات محدود به هیچ زمان و مکانی نیست. ذهن تو گاهی تو را تا بی انتها به دنبال خود می کشاند و تا برهوت خیال و توهم پیش می برد. گاهی برده افکار هستی و گاهی بر آنها غالب. گاهی گرفتار جنون و گاهی عاقل. گاهی همه چیز برای ماندن تو رو به راه است و این تو هستی که تنها اسیر وسوسۀ  پوچ رفتن می شوی. تو در جست و جوی علت هستی، چه بسیارمعلول هایی  که تا پایان عمر در این جهان وسیع و راز آلود علت شان برایت آشکار نشد.

در اندیشه ات پرتگاه های مخوف و وحشتناک زیادی هست که تو را به ورطۀ جنون می کشانند. به ورطۀ نیستی و نابودی. همان معلول هایی که علتی راز آلود دارند. حتی قدم زدن نزدیک این پرتگاه ها برایت خطر آفرین است. در اندیشه ات آهسته قدم بردار تا گرفتار نشوی. راه یک چیز است و بیراهه یک چیز دیگر. بیراهه ها تو را به پرتگاه می کشانند. در مسیر قدم بردار.

این مقاله سعی بر این دارد تا خودکشی و انواع خودکشی را مورد بررسی قرار دهد:

تعریف خودکشی

خودکشی در معنای عامیانۀ خود، عمل نا امیدانۀ فردی است که دیگر به ادامۀ زندگی خود دلبستگی ندارد و در نهایت به دست خود، به زندگی اش خاتمه می دهد. اما در علم جامعه شناسی خود کشی هر نوع مرگی  که نتیجۀ مستقیم یا غیر مستقیم کردار مثبت یا منفی خود قربانی است که می دانسته باید چنین نتیجه ای به بار آورد.

علت خودکشی

علت خودکشی

برخی از نظریه هایی که در شناسایی علت خودکشی وجود دارد، جامعه را علت می دانند و برخی دیگر  بر خود فرد تأکید می کنند.

 نظریه جامعه شناختی:

عوامل مهم اجتماعی مؤثر در خودکشی:

عوامل فرهنگی: مانند فروپاشی نظام ارزشی سنتی، تحمیل ارزش های فرهنگی بیگانگان، تعارض ارزش های فرهنگی، اختلال در نظام اجتماعی.

عوامل اقتصادی:  مانند فقر، بیکاری، کم کاری، محرومیت، نا امنی شغلی، مشکلات مسکن، تورم، تغییر ساختار اقتصادی جامعه.

عوامل اجتماعی: افزایش جمعیت، مهاجرت، جنگ، تبعیض (نژادی، جنسی، مذهبی)، مردسالاری، مشکلات مربوط به ازدواج، مشکلات مربوط به اوقات فراغت.

نظریه روان شناختی فرد:

این نظریه بر نقش فرد در تصمیم به خودکشی تأکید دارد. انگیزه این نوع خودکشی انتقام، پیوستن به عزیز از دست رفته یا آسایش مطلق و راهی برای خلاص شدن از مشکلات است.

نظریه روان پزشکی:

در این دیدگاه خودکشی، یک بیماری روانی است و ریشۀ آن را باید در سایر بیماریهای روانی جستجو کرد. اختلالات روانی از مهم ترین علل خودکشی هستند. مطالعات نشان می دهد 95 درصد کسانی که خودکشی می کنند، در زمان مرگ از نوعی اختلال روانی رنج می برند. شایع ترین این اختلالات روانی افسردگی و الکسیم است. بیماریهای دیگر روانی مانند اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی نیز از عوامل خودکشی محسوب می شوند.

دار زدن

 امیل دورکهیم جامعه شناس مشهور فرانسوی خودکشی را به سه طبقه اجتماعی تقسیم می کند:

انواع خودکشی از دید جامعه شناسی:

انواع خودکشی/ خودخواهانه: این نوع خودکشی ناشی از بی تفاوتی، بی علاقگی، احساس تنهایی و انزوا پیش می آید. در این نوع خودکشی فرد رابطۀ صمیمانه ای با خانواده و همبستگان خود ندارد. رابطه فرد با خانواده تنش زا و آشفته است؛ در نتیجه فرد احساس خلأ شدید در وجود خود می کند و به فکر خودکشی می افتد.

انواع خودکشی/ دیگر خواهانه: این نوع خودکشی ناشی از نوعی نیروی نفسانی یا اشتیاق درونی برای فداکاری می باشد. در این خودکشی فرد بسیار مشتاق است تا خود را برای دیگران فدا کند. به عبارت دیگر فرد احساس وظیفه شناسی می کند. این نوع خودکشی از وابستگی شدید بین افراد خاصی در اجتماع  ناشی می شود.

انواع خودکشی/ ناشی از بی هنجاری: این نوع خودکشی ناشی از مشکلات اجتماعی و ناهنجاری هایی که در جامعه وجود دارد، می باشد. مانند بحران های شدید اقتصادی، تورم و… در این نوع خودکشی انگیزه فرد برای خودکشی این است که بعد از تلاش ها و کوشش های فراوان برای ساختن زندگی، به واسطۀ وجود ناهنجاری ها، به آنچه که در ذهن داشته نرسیده و زندگی را بی هدف می بیند.

دار زدن

انواع خودکشی از دید روانشناسی

خودکشی ناشی از ابتلا به مالیخولیا:

این نوع خودکشی مربوط به وهم و خیال است. بیمار در اثر تصورات هذیان آمیز خود و یا اطاعت از یک فرمان که به او داده شده است، دست به خودکشی می زند. این نوع بیماری، مالیخولیا نام دارد. در این بیماری فرد به طور دائم درگیر هذیان ها و وهم هایی پی در پی و متفاوت است. افکاری که در فکر بیمار با سرعت یکی پس از دیگری ظاهر می شوند و به او انگیزه خودکشی می دهند.

>>>بیشتر بخوانید:

خودکشی/چرا فرد تصمیم می گیرد که خودکشی کند؟

خودکشی مالیخولیایی ناشی از حزن و اندوه:

این خودکشی ناشی از افسردگی مفرط و غم بی پایان است. بیمار به دلیل افسردگی بیش از حد قادر به لذت بردن از زندگی و لذتهای آن نخواهد بود. دید او نسبت به زندگی ملال آور است و  زندگی را یک اجبار می بیند. فکر پایان دادن به زندگی مدام در ذهنش مرور می شود. در بیشتر موارد این هذیان ها ناشی از ناامیدی مفرط است.

در این خودکشی بر خلاف خودکشی مالیخولیایی،  تحرک در ذهن مشاهده نمی شود، چرا که افکار و توهمات ثابت هستند. ترس ها، سرزنش ها و غم و اندوهی که بر بیمار غالب می شود، به صورت یکسان و مشابه ظاهر می شود. این بیماران به آرامی دست به خودکشی می زنند.

خودکشی از ارتفاع

خودکشی ناشی از وسوسه:

در این خودکشی هیچ انگیزه حقیقی و خیالی در بیمار برای تصمیم به خودکشی وجود ندارد. در حقیقت تنها یک فکر وسوسه آمیز برای خودکشی همیشه با بیمار است که نمی تواند دلیل قانع کننده ای برایش داشته باشد. در این نوع خودکشی بیمار چون می داند دچار افکار پوچ شده است، سعی بر مبارزه با افکار می کند، اما اندوه و نگرانی اش به مرور بیشتر می شود. به همین دلیل این نوع خودکشی را خودکشی ناشی از دلواپسی یا اضطراب نیز نامیده اند.

گاهی دیده می شود که فرد از هر حیث از یک زندگی ایده آل و رضایت بخش برخوردار است، امکان لذت بردن از زندگی برایش فراهم است و انگیزه ای برای خودکشی وجود ندارد. تنها ایراد کار، وسوسه ای پوچ است که فرد را حتی برای یک لحظه هم رها نمی کند. به محض اینکه بیمار تصمیم به خودکشی می گیرد، اضطرابش پایان می پذیرد و آرام می شود.

خودکشی ناشی از انگیزۀ آنی یا غیر ارادی:

در این حالت نیز بیمار انگیزۀ قابل توجهی برای خودکشی ندارد. به جای اینکه انجام  خودکشی از مدتی قبل ذهن بیمار را درگیر کرده باشد و اختیار را به تدریج از او سلب کرده باشد، در نتیجۀ یک فشار درونی و ناگهانی اتفاق می افتد. این فشار غیر ارادی است و هرگونه مقاومت را از او سلب می کند. در یک آن این نیرو قوت می گیرد و منجر به خودکشی می شود. این فرد با دیدن یک چاقو، عبور از کنار پرتگاه و هرمحرک دیگر به فکر خودکشی می افتد. در این موارد با سرعت دست به عمل می زند.

در نتیجه می توان گفت، بیماری عصبی می تواند زمینه ساز خودکشی باشد، چرا که  افرادی که دچار ضعف اعصاب هستند طبیعتاً بیشتر آمادگی رنج و ناراحتی دارند.

لینک کوتاه : https://www.news.ir/?p=435796
  • نویسنده : ثمین شعفی
  • منبع : خودکشی، چرا بعضی خودکشی می کنند، راه های پیشگیری از خودکشی دانش آموزان