جشن های باستانی/جشن در ایران باستان

  • کد خبر : 424388
  • 31 فروردین 1400 - 12:59
 جشن های باستانی/جشن در ایران باستان

در فرهنگ های فارسی، اغلب در برابر واژۀ جشن دو معنا می آید: یکی مجلس شادی و میهمانی و دیگری عید. در اوستا، کتاب دینی ایرانیان باستان، این واژه به صورت “یَسنَه” و در پهلوی به شکل “یَشن” و “جشن” آمده که از مصدر اوستایی “یَز” به معنای پرستیدن و ستودن است.

در ایران باستان ظاهراً اغلب جشن ها، یا دست کم مهم ترین آن ها، اهمیت و جنبۀ دینی داشتند و در آن ها به ستایش و پرستش ایزدان که موجوداتی مینوی و الهی بودند، می پرداختند. از این رو تمام روزهای مقدس و عیدها را جشن می خواندند. با این همه جشن همواره هم به معنای شادی کردن نبوده است.

مواردی، هر چند اندک شمار، را می توان یاد کرد که جنبۀ سوگواری داشته اند: سوگ سیاوش، از آیین های کهن اقوام ایرانی، یکی از مشهورترین آن هاست. بدین ترتیب در اصل جشن به معنای مراسمی دسته جمعی در بزرگ داشت رویدادی تاریخی یا دینی بوده که همراه با آیین های خاص، و به ویژه سرود خوانی و نیایش خوانی برگزار می شده است. تقریبا در همۀ جوامع بشری مجموعه ای از جشن ها وجود دارد که همگی آن ها را می توان به پنج گروه تقسیم کرد: باستانی _ اسطوره ای، مذهبی، ملی _ میهنی، خانوادگی و منطقه ای _ محلی.

جشن ها و آیین های باستانی  _ اسطوره ای اغلب در بزرگداشت رویدادی باستانی و همراه با یادآوری و حتی گاه اجرای روایت های اسطوره ای اند. در حالی که جشن های مذهبی بیشتر با اعتقادات در آمیخته اند، و در بزرگداشت سالروز تولد یا در گذشت بزرگان ادیان یا رخدادهای دینی هستند. گروه سوم شامل بزرگ داشت رویدادهای سیاسی و ملی است و در گروه چهارم هم مناسبت های خانوادگی نظیر تولد، ازدواج و مرگ جای می گیرند و سرانجام گروه پنجم هم جشن هایی هستند که به مناسبت های خاص مثلا انگور چینی و درو، به صورت محلی، برگزار می شوند.

جشن های باستانی

جشن های غیر دینی

ابوریحان بیرونی، که اطلاعات خود را از رزدشتیان گرفته است، فهرست نسبتاً کاملی از جشن های غیر دینی با شرح روایت های مختلف دربارۀ هر یک می آورد که از این نظر بهترین منبع برای شناخت این جشن هاست.

فروردین ماه:

در این ماه علاوه بر عید نوروز، سه جشن دیگر هم وجود دارد، یکی در روز ششم، که زاد روز زردشت پیامبر است و جامعۀ زردشتی جشن آن را برگزار می کنند.

دومین جشن، که منابع تاریخی کم تر بدان پرداخته اند، در روز هفدهم این ماه، یعنی سروش روز واقع است. سروش، ایزد عبادت و فرمانبری، نخستین کسی بود که مردم را به ذکر و زمزمه فراخواند. بیرونی می گوید این روز فرخنده دانسته می شود، زیرا سروش فرشته ای است که شب را مراقبت می کند و او که با ساحران دشمن است، شب هنگام که مردم در خواب اند، به زمین می آید و موجودات موذی و ساحران را قلع و قمع می کند و شب برای طلوع پیدایش او روشن می شود و هوا خنک و مطبوع و آب ها گوارا. خلاصه آن که زمان خوشی و خرمی فرا می رسد که با شکفتن گیاهان و بهار طبیعت همراه است.

اما سومین جشن، در روز نوزدهم، فروردین روز، از جمله جشن های مهم است که در موقعیت تلاقی نام ماه و روز نیز واقع است و جشن فروردینگان خوانده می شود. در بسیاری از منابع، اگر چه از این جشن در همین موقعیت زمانی یاد کرده اند، ولی آیین های مرتبط با آن، گرامی داشت روان های درگذشتگان را به ایام فروردگان نسبت می دهند.

در هر صورت ظاهراً در چنین روزی ایرانیان باستان به زیارت اهل قبور می رفته و طی مراسمی از آنان یاد می کرده اند. زردشتیان امروز هم این سنت را هم چنان ادامه می دهند و در میان آنان این جشن به نام فرُودگ شهرت دارد. در تهران، زردشتیان به آرامگاه ویژۀ خود می روند. موبدان نیایش های موسوم به آفرینگان را می خوانند و در همان حال به روشن کردن شمع و سوزاندن عود می پردازند و با خوراکی هایی خاص پذیرایی انجام می شود.

جشن های باستانی

اردیبهشت ماه:

سومین روز ماه به نام اردیبهشت، ایزد موکل بر آتش است و بنا به رسم یاد شده در این روز جشن اردیبهشتگان برگزار می شد. از آنجا که اردیبهشت ایزد آتش است، به نظرمی رسد که در گذشته این جشن در آتشکده ها برگزار می شده است. احتمالاً مردم با پوشیدن لباس سفید در این مراسم شرکت می کردند و پس از ستایش پروردگار به جشن و شادی می پرداختند. زردشتیان امروز هم در ادامۀ سنت دیرین، با حضور در آتشکده و خواندن نیایش هایی خاص این جشن را برگزار می کنند.

خرداد ماه:

در ششمین روز این ماه، یعنی خرداد روز، به سبب توافق نام ماه و روز، جشن خردادگان برگزار می شد. با این حال از آن جا که خرداد ایزد نگاهبان آب است، ظاهراً در دورۀ باستان مردم این جشن را در دامان طبیعت و در کنار چشمه و رودها، با نیایش خوانی و شاد خواری بر پا می کردند.

تیر ماه:

در روز سیزدهم تیرماه یکی از مهم ترین جشن های ایرانی واقع است. این جشن ، موسوم به تیرگان، به گفتۀ اغلب منابع تاریخی در بزرگ داشت واقعۀ تیراندازی آرش کمانگیر است. میگویند در دوران منوچهر، پادشاه پیشدادی ایران، افراسیاب، پادشاه توران زمین، به ایران تاخت و بخش هایی از کشور را گرفت یا محاصره کرد. اما افراسیاب نیز در این جنگ با دشواری هایی رویارو بود. بنابراین منوچهر به او پیشنهاد کرد که تیراندازی از ایران از کوه البرز تیری بیندازد و هر جا که تیر افتاد آن جا مرز ایران و توران شود و چون افراسیاب تصور می کرد که تیر راه چندانی نخواهد رفت، پس موافقت کرد.

تیراندازی ایرانی به نام آرش از کوه بالا رفت و با تمام توان خویش کمان را کشید و چون تیر رها شد خود آرش نیز جان بداد. بر اساس روایت ها تیر هم چنان رفت تا میانۀ روز دیگر در تخارستان ( واقع در افغانستان) بر تنۀ درخت گردویی نشست و بدین ترتیب آن جا مرز شناخته شد و سپاه افراسیاب ناچار عقب نشینی کرد. با این فداکاری آرش، ایرانیان رهایی یافتند و از آن هنگام این خاطره را جشن گرفتند.

از آنجا که مردم در دورۀ جنگ با کمبود خوراکی مواجه بودند، بنابراین در جشن تیرگان مردم به یاد آن روزها گندم و میوه می پختند و می خوردند. اما در باب پختن گندم، گفته اند بدان سبب بوده که در دورۀ محاصره پیوسته گندم پخته می خوردند، زیرا نمی توانستند آن را آرد کنند. ابوریحان بیرونی از دو تیرگان کوچک و بزرگ یاد می کند که اولی در روز سیزدهم و دومی در روز چهاردهم واقع بود و دربارۀ علت آن ها نوشته است: تیرگان کوچک زمان پرتاب تیر و تیرگان بزرگ هنگامی است که خبر آوردند تیر به کجا افتاده است. ظاهراً این جشن در ایران و برخی سرزمین های همسایه، با شکوه بسیار و در دامان طبیعت برگزار می شد.

امروزه هم در شهرهای مازندران مراسم ” تیرماه سیزه شو” وجود دارد که البته در آبان ماه واقع است. با این حال به نظر می رسد این مراسم بازماندۀ همان جشن قدیم است که به سبب اختلاف تقویم مازندرانی با تقویم رسمی کشور، در موقعیتی دیگر واقع شده است. زردشتیان ایران نیز تا چند دهۀ پیش این جشن را همراه با آیین ها و تشریفات خاص، در روز دهم تیرماه تقویم امروزی ایران برگزار می کردند. از مهم ترین آیین های این روز آب تنی و پوشیدن لباس نو بود. آنان تار ابریشمی را که به نام “تیر و باد” معروف بود به مچ می بستند و ده روز بعد، روز باد نیایش هایی خوانده می شد و مردم به شور و شادی می پرداختند و به یکدیگر آب می پاشیدند.

امرداد ماه:

در هفتمین روز این ماه، که آن نیز نام امرداد دارد، به سبب جشن نیز اطلاعی در منابع تاریخی نیست. اما می توان گفت که این یکی هم، که در بزرگ داشت یکی از ایزدان مهم دین ایران باستان و ایزد نگاهبان گیاهان بوده، با شکوه بسیار و احتمالاً در دامان طبیعت برگزار می شده است.

شهریور ماه:

شهریور امشاسپند، ایزد نماد شهریاری آرمانی و نیز نگاهبان فلزات است که ششمین ماه سال و چهارمین روز ماه را به نامش نام گذاری کرده اند. بدین ترتیب در دورۀ باستان در روز چهارم شهریور ماه جشن موسوم به شهریورگان برگزار می شد. این جشن که آذرجشن هم نامیده شده جزو جشن های آتش است.

این روز روز “جشن آتش های خانگی” بوده که مردم در خانه آتش هایی بزرگ می افروختند و پس از ستایش و نیایش، برای صرف خوراکی گرد هم می آمدند. جشن شهریورگان، که در تقویم امروز در روز سی ام امردادماه واقع است، ظاهراً در دورۀ پس از اسلام به تدریج از رونق افتاده است، به طوری که امروزه از برگزاری آن حتی در میان زردشتیان هم خبری نیست.

مهرماه:

شانزدهمین روز ماه که به نام مهر، ایزد مشهور باستان، نامیده شده در مهرماه، یعنی در تلاقی دو نام، هنگام برگزاری یکی از بزرگ ترین جشن های ایرانی است. بیرونی می گوید که چون در این روز آفتاب برای اهل عالم پیدا شد، پس آن را مهرگان نامیدند. وی سپس دلیل این ادعا را چنین می آورد که از آیین های پادشاهان ساسانی در این روز آن بود که تاجی به شکل خورشید به سر می گذاشتند و جشن های ویژه ای بر پا می داشتند.

مشهور ترین روایت در سبب بزرگ داشت این جشن آن است که می گویند در این روز بود که فریدون بر ضحاک پیروز شد و او را در کوه دماوند به بند کشید. این جشن نیز همانند نوروز شش روز بود تا به روز بیست و یکم که مهرگان بزرگ نامیده می شد. گفته اند که در نخستین روز این جشن ، که سال روز قیام کاوه و فریدون علیه ضحاک است، خداوند زمین را گسترانید و پیکر آدمیان را برای آن که محل روان باشد، آفرید و ماه را که کره ای تیره و تاریک بود جلا بخشید.

و باز بیرونی دربارۀ این روز می نویسد: آن دسته از ایرانیان که به تاویل و تفسیر اعتقاد دارند، مهرگان را در واقع نمودگار قیامت و پایان جهان می دانند، زیرا در این زمان رشد و نمو موجودات به نهایت خود می رسد و جانوران نیز از تولید مثل باز می مانند، درست همان طور که نوروز آغاز رشد وشکوفایی است.

>>>بیشتر بخوانید:

پیشینه تاریخی جشن نوروز ، قدیمی ترین جشن بزرگ دنیا

آبان ماه:

نزد ایرانیان باستان، پس از آتش ، دومین عنصر مقدس و افزونی بخش آب بود که دربارۀ احترام به آن و ضرورت پاکیزه نگه داشتن این عنصر زندگی بخش تأکید های فراوان شده است. براساس همین اهمیت هشتمین ماه سال و دهمین روز ماه به پاس احترام به این عنصر و ایزد موکل برآن نامگذاری شده است.

ظاهراً جشن آبانگان نیز تا ورود اسلام به ایران، به صورت همگانی و با حضور در کنار آب ها و پرداختن به جشن و شادی و خوردن و نوشیدن و خواندن نیایش های مربوط به ایزدان آب ها برگزار می شده است. در ایران امروز اثری از برگزاری آن دیده نمی شود، ولی پارسیان ،زردشتیان هند، هنوز هم با پوشیدن لباس سفید و حضور در کنار آب های طبیعت این روز را گرامی می دارند.

آذرماه:

در نخستین روز این ماه، یعنی هرمزد روز، آیین خاصی مرتبط با بهار وجود داشته است. در این جشن که از آن با نام کوسه بر نشین یاد می شده، مردم به استقبال طبیعت می رفتند. بدین منظور مردی کوسه(بی ریش) را لباس مندرس می پوشاندند و بر خری می نشاندند. آن گاه مرد کلاغی در یک دست و بادبزنی در دست دیگر خود را باد می زد. با این کار زمستان را وداع می کردند و در شهر می گشتند و مردم به او آب و برف و یخ می پاشیدند.

این جشن موسوم به آذرگان نیز از زمرۀ جشن های آتش شمرده می شود و به همین دلیل بیرونی گفته است که زردشت به پیروان خود فرمود که در این روز به زیارت آتشکده ها بروند و قربانی کنند. این جشن همانند جشن های دیگر جنبۀ ملی خود را از دست داده و تنها زردشتیان هنوز با رفتن به آتشکده و خواندن نیایش آن را گرامی می دارند.

دی ماه:

دی یکی از نام های خدواند، به معنای آفریدگار است و در این ماه بیشترین جشن ها واقع شده اند. نخستین روز که در نامگذاری روزها به نام هرمزد است، در دی ماه به سبب توافق دو نام خداوند جشنی است که آن را خرم روز نامیده اند. از آنجا که خداوند برترین پادشاهان دانسته می شد، بنابراین پادشاهان ایران نیز در این روز آیین های خاصی داشتند: پادشاه تخت را رها می کرد، جامۀ سپید می پوشید و در بیابان بر فرش سپید می نشست.

وی تمام جلال و شکوه پادشاهی را کنار می راند و آزادانه به کار مردم می پرداخت. در این وضع هر کس از دارا گرفته تا نادار بی هیچ مانعی به گفت و گو با پادشاه می پرداختند. روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم ماه نیز به نام دی نامیده شده اند و مردم آن ها را جشن می گرفتند. این جشن ها معمولا دیگان نامیده می شد.

جشن های باستانی

بهمن ماه:

دومین روز که بهمن روز است، در این ماه، به سبب توافق دو نام جشن گرفته می شد که در منابع فارسی به صورت بهمنگان و در نوشته های عربی به صورت بهمنجنه یا بهمنچه آمده است. جشن بهمنگان در زمرۀ قدیم ترین جشن های ایرانی است که ظاهراً از زمان پیدایش دین زردشتی رواج یافته و همانند جشن های دیگر با خواندن نیایش و خوردن و آشامیدن دسته جمعی برگزار می شده است. در چنین روزی، ایرانیان رخت نو می پوشیدند و دیگی بار می نهادند که در آن انواع گیاهان خوراکی، از جمله حبوبات، غلات و سبزیجات و… می ریختند و آشی تهیه می کردند که آش بهمنگان نامیده می شد.

از جملۀ رسم های این روز خوردن گیاه بهمن بود که آن را با شیر یا نبات و شکر می خوردند یا بر روی غذا و آش می ریختند. ایرانیان باستان اعتقاد داشتند که خوردن بهمن حافظه را تقویت می کند و چشم بد را باز می دارد. پنجمین روز از ماه بهمن، برسده، نوسده خوانده شده که پنج روز پس از آن جشن مشهور سده واقع است.در آن روز مردم آتش ها می افروختند و با خوردن و آشامیدن، به شادی می پرداختند.

اسفندماه:

پنجمین روز ماه به نام ایزد بانوی بزرگ ایرانیان باستان، اسفندار مد، فرشتۀ نگاهبان زمین و زنان درستکار و پاکدامن و خیرخواه، در ماه اسفند، به سبب توافق دو نام، جشنی بوده که آن را عید زنان دانسته اند. بیرونی از تدوام این جشن در اصفهان و ری و دیگر شهرهای مرکزی در روزگار خود خبر می دهد و می گوید که در این روز افسون می نویسند و عوام مویز را با دانۀ انار می کوبند و می گویند که پادزهر نیش گژدم است. آنان افسون را بر سه کاغذ می نویسند و بر سه دیوار خانه می چسبانند تا حشرات موذی از آن جا دور شوند.

لینک کوتاه : https://www.news.ir/?p=424388
  • نویسنده : ثمین شعفی
  • منبع : جشن های ایرانیان