جشن آب پاشی از رسوم دیرینه نوروز

  • کد خبر : 397002
  • 17 اسفند 1399 - 18:29
جشن آب پاشی از رسوم دیرینه نوروز

جشن آب پاشی، ازجمله مراسم معتبر و مشهور که به نوروز منسوب است و اغلب مورخان و نویسندگان بدان اشاره کرده اند رسم شست و شو و غسل کردن و آب پاشیدن به یکدیگر می باشد.اما این رسم یا در آغاز تیر ماه ،یعنی روز اول تابستان و یا در تیر روز سیزدهم از ماه تیر ،یعنی جشن تیرگان انجام می شده است.به موجب عدم اجرای کبیسه که نوروز از محل طبیعی خود ،یعنی اعتدال بهاری تغییر یافته بود ،و یا بر این که به طور اصولی آغاز سال و نوروز از ابتدای تابستان شروع می شد.این تشتت پیش می آمد همانند اختلاف ها و تشتت های دیگر در روز شماری و تقویم.

جشن آب پاشی در دوران خلفای عباسی

نویسندگان و مورخان دوران عباسیان به این مراسم در نوروز اشاره کرده اند :به گونه ای که نخستین بامداد از نوروز ،مردم بر سر چاه ها و چشمه ها رفته وبا آب خود را شست و شو می کردند و برای ابراز شادمانی و مراسم آن جشن ،به یکدیگر آب می پاشیدند.

آدام متز در تحقیق جالب توجه خود به این رسم و گسترش آن در سراسر ممالک اسلامی اشاره کرده است:

حتی در مصر و و در زمان خلفای فاطمی ،رسم آتش افروختن و آتش بازی و رسوم آب پاشان ،در ایام نوروز متداول بوده است .به نوشته وانگ ین تی جهانگرد چینی که بین سال های ۹۸۳-۹۸۱ میلادی ،شرق را سیاحت کرده ،اهالی شهر تورفان ظروفی از نقره یا برنج میساختند و از آب پر می کردند و به روی هم می پاشیدند و گاه نیز به شوخی با دست می پاشیدند و معتقد بودند که حرارات مزاج را پایین می آورد و دفع بیماری می کند.این مساله که این گونه شست و شوها ،در فصلی معین ،دفع درد و مرض و کثافات می کند،نه آنکه ویژه ایرانیان ماند،بلکه به اشکال دینی دیگر ،میان سایر امم و مردم رواج یافت.

در همین عصر فاطمیان در مصر ،در قالب و شکلی دینی ،میان مسیحیان نیز رواج داشت:

در عید ظهور ،جشن عظیمی در مصر بر پا شد عید الغطاس می نامیدند،زیرا بسیاری از مسیحیان در آن جشن خود را در رود نیل شست و شو می دادند و تا امروز نیز کلیسای رومی جشن آب مقدس می گیرد.از رسوم قدیم مصر آن بود که عمال حکومت و کارگزاران خلافت،در شب وروز جشن ،اجبارا مسیحیان را برای انجام مراسم آزاد می گذاشتند .در سحر آن شب مسیحیان به ساحل نیل آمده غسل می کردند ،و ملکانیان ،به ویژه از کلیسای میکائیل در قصر الشمع ،به صورت جمعیت انبوهی با صلیب بر افراشته و دعا خوانان کنار نیل می آمدند و آن خوشی و خرمی که مردم مصر را از هر مذهب در آن عید بود در دیگر اعیاد و ایام نبود.

در پاکستان ،میان شیعیان رسم است که نزدیک به تحویل سال ،افراد خانواده گرد هم جمع آمده و پای سفره نوروزی می نشینند در میان سفره کاسه ای پر از آب در یک سینی می گذارند که در آن گلاب و عطر می ریزند .پس از تحویل سال  و خواندن ادعیه ی وارده ،بزرگ خانواده یا کسی که قرائت ادعیه را به شکل همسرایی رهبری می کند ،شادباش گویان دست درون قدح آب معطر کرده و آب را به سر صورت حاضران می پاشد و بقیه را در گوشه ای از حیاط خانه ،در باغچه می پاشد.

>>>بیشتر بخوانید:

تاریخچه هفت سین ایرانی

عید نوروز در تخت جمشید / نمادهای جاویدان نوروز

شیعیان لکنهو که از هند به پاکستان مهاجرت نموده اند ،رسم زیبا و شور انگیز آب پاشان را همراه آورده اند.آنان در روز عید ،آب رنگارنگ را به وسیله تلمبه های کوچک و ظریف به روی یکدیگر می پاشند و از این بازی لذت بسیار می برند.

آدام اوله آریوس که در دوران صفویه ،زمان شاه صفی از ایران دیدن کرده است،مراسم آب پاشان را چند روزی پیش از سال نو مشاهده کرده است:

دیگران با کوزه ای در دست به سوی نهری نزدیک شهر روان می شوند .آرام وبدون توجه به این سو و آن سو ،کوزه را از آب پر کرده و باز می گردند و به خانه و اتاق های خود از این آب می پاشند و می گویند چون آب تمیز و زلال است ،بنابر این شور بختی را تا اندازه ای زیاد شسته و می زداید.هر گاه در راه به دوستی برخورد کنند،از این آب به او نیز می پاشند و یا حتی تمام آب کوزه را به سر و صورت او خالی می کنند.هرگاه این جریان به طور ناگهانی اتفاق افتد،برای کسی که خیس شده شـگون دارد و از این جهت از طرف مقابل تشکر می کند .

جشن آب پاشی یا رسوم باران سازی هنوز در بسیاری از مناطق کشور ما معمول است.انجوی شیرازی در تحقیقات فرهنگ عامیانه در این باب مطالبی دارد:
هنوز هم در بسیاری از نقاط این سرزمین وسیع ،کشاورزان ما ،ماه ها را سی روزه حساب می کنند که جمعا ۳۶۰ روز می شود وبرابر پنج روز آخر سال حسابی جداگانه دارند که متضمن برگزاری مراسم پنجه مسترقه می شود.

بنابراین نود روز که از سال گذشت ،روز نود و یکم اول تیر ماه است که جشن آبریزگان در آن برگزار می شود و از چند روز پیش مردم خود را برای برگزاری آن آماده می کنند (این مربوط به زمانی ست که سال را از اول تابستان حساب می کردند)یعنی مانند جشن نوروز (همان روز سال باشد)سراها و خانه هاشان را آب و جارو می کنند و پاکیزه و خوشبو می سازند و تهیه خوردنی وشیرینی میبینند و روز آبریزگان به باغ ها و چشمه سارها و جاهایی می روند که مظهر قنات یا چشمه باشد و علاوه بر جشن و شادی ،در این روز شگـون می دانند که به روی همدیگر آب بپاشند.

هم میهنان ارمنی و زرتشتی هم این جشن را دارند و نزد ارامنه جشن وارتادار یا جشن آب پاشان است که هسته ی اصلی آن نزد هر سه گروه مسلمان و زرتشتی و ارمنی پاشیدن آب و شگـون دانستن این آب پاشی است که در ریزه کاری و جزئیات تفاوت هایی دارد .در مناطقی که جشن آبریزگان هنوز با قی است ،مردم به قدری به آن پای بند ند که پیران و فرسود گان را هم به دوش می کشند تا از خانه و آبادی بیرون برند.

جشن آب پاشی

نوروز در روایات اسلامی

پیش از سقوط دولت ساسانی ،نوروز ایرانی چون بسیاری از شئون دینی و فرهنگی و تمدن ایران در مستملکات عربی زبان ایران شناخته و جایی برای خود داشت.این عید بزرگ به موجب موقع طبیعی خویش که عبارت از حلول آفتاب در برج حمل و آغاز بهار و رستاخیز طبیعت بود ،همه جا با اقبال وپذیرش همراه بود .اما پس از ساسانیان نیز میان مسلمانان و کشورهای اسلامی ،نوروز و احکام و رسوم و جشن ها و شعایر ش بیش از پیش رواج یافت.

قدیم ترین یادی که از نوروز در دوران اسلامی شده ،خبری است که به موجب آن در زمان خلافت عمربن خطاب ،هرمزان استاندار خوزستان که مسلمان شده بود ،از شیرینی و دیگر اقلام خوان نوروزی ،خوانچه ای جهت علی ابن ابیطالب ع فرستاد .حضرت از آورندگان پرسید علت فرستادن این خوانچه کدام است؟گفتند به موجب فرار سیدن عید نوروز می باشد .حضرت گفتند :هر روز را برایمان نوروز سازید.
علت مهم دیگری که جهت گسترش نوروز و در آمدن این عید در حیطه شعایر اسلامی یاد می شود ،تقارن نوروز است با برگزیدن علی ابن ابیطالب توسط پیغمبر اسلام محمد ابن عبدالله به جانشینی .

روز جانشینی علی ابن ابیطالب در عید غدیر خم ، در سال دهم هجری برابر با بیست ونهم حوت(اسفند )و روز چهارم از خمسه مسترقه است.همچنین در خبر هایی دیگر آمده که جلوس علی ابن ابیطالب به خلافت پس از عثمان بن عفان که در هجدهم ذی حجه سال سی و پنج هجری روی داده برابر با نوروز بوده است.
به هر حال از این طریق میان ایرانیانی که اسلام می آوردند و سایر مسلمانان که از سنن دیرین روی بر می تافتند ،نوروز اهمیت و اعتبار خود را هم چنان حفظ کرد.
مجلسی در فضیلت این جشن باستانی اخبار و احادیث زیادی در سماء العالم خود آورده و از حضرت صادق ع روایت کرده که فرموده اند :

در آغاز فروردین آدم آفریده شد و آن روز فرخنده ایست برای خواستن نیازها و برآورده شدن آرزوها ودیدن پادشاهان و فراگرفتن دانش و کابین  بستن زناشویی و مسافرت کردن و دادو ستد.در این فرخنده روز بیماران رو به بهبودی می گذرانند و بارداران به زودی می زایند و روزی ها فراوان می شود.

وضمن بیانات امام از سلمان فارسی نقل شده که گفته است:

نخستین روز فروردین هورمزد نام دارد که از نام های خداوند است و روز بسیار فرخنده ای است .

و باز از حضرت صادق ع روایت می کند که فرموده است:

در نوروز خوب شست و شو کنید ، خود را پاک نگه دارید ، بهترین جامه ها را بپوشید ، بو های خوش به کار برید و سپاس خداوند را به جای آورید ،زیرا در آن روز پیامبر اسلام در دشت غدیر خم برای ولایت علی ع بیعت گرفت.در این روز امام دوازدهم که از دیده ها پنهان است پدیدار می شود و خداوند را یاری می کند .هنگامی که جشن نوروز فرا میرسد ،ما چشم به راهیم که از سوی پروردگار پیروزی و شادی برسد .چه که آن روز به ما اختصاص دارد و پارسیان آن را نگاهداری کرده اند ،ولی شما جایگاه آن را به هدر برده اید و نیک نگاه نداشته اید.

او از حضرت امام موسی بن جعفر ع آورده که درباره نوروز فرموده اند:

این روز بسیار قدیمی است .روز نوروز خداوند از بندگان پیمان گرفت که او را پرستش کنند و به آیین فرستادگانش در آیند و دستورشان را بپذیرند و آن را انجام دهند .آن روز نخستین روزی است که خورشید بتابید و بادهای باردهنده وزیدن گرفت و گل ها بر روی زمین روییده است ،وآن روزی ست که سروش پیام آور (جبرئیل)بر پیامبر اسلام فرود آمد و در آن روز ابراهیم بت ها راشکست و درآن روز پیغمبر گرامی علی ع را در خانه کعبه بالای دوش گرفت تا بت های قریش را به پایین افکند.

از حضرت صادق ع روایت شده است که

در این روز کشتی نوح بر کوه جودی به زمین نشست و نیز روایت کرده اند که خلقت عالم در چنین روزی انجام پذیرفته و حضرت ابراهیم ع در این روز علیه بت ها قیام نموده است .موسی ع نیز در این روز بنی اسرائیل را از قید بندگی واسارت نجات داده و از نیل گذشته است و پیامبر اسلام نیز در همین روز به پیغمبری مبعوث گردیده است.حتی در برخی کتب آمده است که حضرت قائم امام زمان عج در چنین روزی ظهور خواهد کرد.

زنده یاد دکتر غلامحسین صدیقی نیز در جنبش های دینی ایرانی نوشته اند:

عید نوروز با مراسم آن پس از تسلط عرب در میان ایرانیان همواره بر قرار ماند اما رسومی که در دربار پادشاهان ساسانی مرسوم و معمول بود ،چون دولت ایرانی منقرض گشت متروک ماند .خلفای اموی برای طمعی که به گرفتن هدایای نوروزی داشتند برخی از آن رسوم را دوباره معمول کردند .در دوره ی عباسی که خلفا به آداب و رفتار ایرانی تظاهر می کردند ،جشن نوروز رونق و شکوه پیشین خود را به دست آورد و رسوم آن احیا شد .از بسیاری از وثائق چنین بر می آید که این جشن در قرن سوم بسیار با شکوه بوده و هدیه دادن به امرا و بخشش و اکرام امرا به مردم تداول داشته است.

دیوان نوروز

از دفتر و دیوان نوروزی در المحاسن و الاضداد جاحظ سخن به میان آمده است و پیشینه ی هدیه نوروزی و چگونگی آن تا اندازه ای روشن گردیده است.

در المحاسن و الاضداد در جایی که جاحظ از هدیه ی نوروزی در ایران پیش از اسلام سخن می راند گفته است :

دبیر مخصوصی نام هدیه کنند گان و پاداشی را که شاه برای هر یک تعیین می کرد یادداشت می کرد تا در دیوان نوروز ثبت شود.

و در التاج فی اخلاق الملوک در این باره گفته :

آیین ایرانیان چنین است که در نوروز هر کسی از آنچه دوست دارد هدیه ای به شاه تقدیم دارد،اگر از طبقه ی بزرگان باشد و مشک دوست دارد تنها به همان بسنده کند. و اگر دوستدار عنبر است عنبر هدیه کند.اگر اهل لباس است پوششی برگزیند و اگر از دلاوران و سوارکاران است آیین چنین است که اسبی یا نیزه ای یا شمشیری پیشکش کند و اگر از تیر اندازان است تیر و پیکانی هدیه کند و اگر از توانگران است زر یا سیم هدیه کند و اگر از کار گزارانی ست که از سال گذشته بدهی بر عهده دارد همه را جمع کند و در بدره ای از ابریشم چینی با شرابه های سیمین و رشته های پشمین نهد و با عنبر آن را مهر کند و به دیوان فرستد .شاعر هم شعری و خطیب و خطبه ای و ندیم تحفه یا نوبر یکی از سبزه های بهاری را هدیه کند.

جاحظ گوید:

حق نزدیکان و خواص شاه بر او این است که این هدیه ها بر او عرضه گردد و آن گاه به قیمت عادلانه قیمت گذاری شوند و در دیوان خاص ثبت کنند و اگر هدیه دهنده انتظار پاداشی داشته باشد و در طی سال اتفاقی برای او افتاده که نیازمند کمک شود مثل این که مصیبتی بر او رسد یا ساختمانی بسازد یا مهمانی بزرگ بدهد یا پسر زن دهد یا دختر به شوهر دهد و هدیه او ده هزار درهم باشد ،دوبرابر آن را به عنوان کمک به او بدهند ،ولی اگر هدیه او کوچک بوده مانند پیکان یا سیب و مانند این ها ،بر شاه است که در هنگام نیازمندی او به اندازه ای که اخلاص و وفاداری هدیه دهنده مقتضی آن است و خیلی بیش از اندازه ی هدیه اش او را پاداش دهد و اگر کسی از این افراد در هنگام نیازمندی به او کمکی نمی رسید ،موظف بود که این امر را به دیوان اطلاع دهد و اگر چنین نمی کرد کیفر می یافت ،زیرا این امر توهین به شاه و نشانه ای از بی اعتنایی به او تلقی می شد.

لینک کوتاه : https://www.news.ir/?p=397002
  • نویسنده : ثمین شعفی
  • منبع : جشن های آب ـ هاشم رضی

برچسب ها