نوروز در تخت جمشید

عید نوروز در تخت جمشید / نمادهای جاویدان نوروز

  • کد خبر : 396810
  • 16 اسفند 1399 - 8:38
عید نوروز در تخت جمشید / نمادهای جاویدان نوروز

عید نوروز در تخت جمشید

بنابر آنچه مورخان قدیم یونان نوشته اند نخستین باری که عید نوروز در تخت جمشید برگزار شده ماه مارس ۴۶۵ پیش از میلاد بوده است.که هنوز تخت جمشید به طور رسمی افتتاح نشده بوده و دراین مورد به جشن نوروز حق تقدم داده شده است ،اما در شانزدهم آوریل همین سال ،یعنی بیست و هفت روز پس از برگزاری جشن نوروز جشن افتتاح تخت جمشید که از نظر حرمت مذهبی به عنوان پایتخت اول ایران نامیده شد.

در تالار کاخ با آیین با شکوهی برگزار گردید و اعلام شد که اگر چه تخت جمشید پایتخت اول ایران است اما پایتخت  اداری و فرماندهی هم چنان شهر شوش خواهد بود تا در فصل گرما دولتمردان و کارکنان و شاه و درباریان بتوانند موقتا به هگمتان(همدان )نقل مکان کنند ودر آنجا وظائف ملی را انجام دهند .

نظر به همین رویداد بوده است که مورخان یونانی نوشته اند ایران تنها کشوری است که دارای سه پایتخت است.
نخستین نوروز هم در تالار های کاخ،  باشکوه و شادی بسیار برگزار گردیده و چهارده روز به درازا کشیده است .در تالار صد ستون که گنجایش بیشتری داشته ،عامه ی مردم و در تالار آپادانا دولتمردان و سرداران و فرمانروایان استان ها و کشور های تابع گرد آمده و جشن نوروز آن  سال را برگزار کرده اند.تخت جمشید در نزدیکی پاسارگاد ،پایتخت کورش بزرگ قرار داشته و با دخمه های هخامنشیان (آرامگاه های شاهان )فاصله ی چندانی نداشته و ندارد.

عید نوروز در تخت جمشید

تحویل سال و شروع نوروز

ایرانیان باستان سال را به دوازده ماه سی روزه یعنی ۳۶۰ تقسیم می کردند و برای این که گردش زمین به دور خورشید یک دور کامل شود و به اصطلاح سال تحویل گردد ناگزیر پنج روز به آخر سال می افزودند تا ۳۶۵ روز شود و آن را پنجه ی دزدیده یا بهیژک و به اصطلاح عربی خمسه ی مسترقه می نامیدند. هر بار مدت حرکت زمین به دور خورشید معادل است با ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه .
سال هنگامی به پایان می رسد که زمین دور خودش را به طور کامل طی کرده باشد .پس تحویل سال یعنی به پایان رسیدن دور کامل زمین و آغاز گردش جدید زمین به دور خورشید.

خواجه پیروز 

خواجه پیروز با اصطلاح غلط و عامیانه حاجی فیروز به یک تعبیر نماد پیروز شدن نوروز و بهار بر زمستان است و به تعبیر دیگر نماد بازگشت ارواح مردگان یعنی فروهر ها از آسمان است.

چهره ی سیاه شده ی خواجه پیروز دلیل بازگشت او از جهان مردگان و نیز نماد سیاهی زمستان است و لباس سرخ او هم نماد سرخی آتش و آمدن گرما و نیز نماد سرخی گل ها و طبیعت زیبای نوروزی است ،شادی و پایکوبی او هم به خاطر  پیروزی بهار و زایش ها و رویش ها و برکت بخشی های طبیعت نوروزی است .

خواجه پیروز  نامش گواه پیروزی و عنوانش شاهد بزرگواری و سروری است .مراسم بازگشت مردگان در اواخر هر سال از قدیم به صورت ظاهر شدن افرادی با صورتک های سیاه در کوچه و بازار به چشم می خورده و مردم هم آن ها را به احترام فروهر ها نامی احترام آمیز داده و با آنها به پایکوبی و رامشگری می پرداخته اند تا شادمانی خود را به فروهر ها نشان دهند و فروهر ها هم به پاس این  شادی هابرای آنها نعمت و برکت بیشتر از اهورا مزدا طلب کنند چرا که شادی کردن و شاد بودن در آیین آنها ثواب داشته است.

سیزده به در

عید نوروز در تخت جمشید و نمادهای جاویدان نوروز

سیزده به در

بنا بر اسطوره های نجومی که از روزگاران بسیار کهن در بابل و فلات ایران وجود داشته ،اعتقاد بر این بوده که هر یک از دوازده ستاره ی معروف حاکم بر جهان که در یکی از برج های آسمانی قرار دارد هزار سال بر جهان حکومت خواهد کرد و با این ترتیب عمر جهان کرانه مند دوازده هزار سال خواهد بود و در پایان این دوازده هزار سال آسمان و زمین آشفته و در هم بر هم خواهد شد  و آشوب ازلی و هرج و مرج آغازین جهان دوباره جهان را فرا خواهد گرفت ،سال را هم بنا بر همین اعتقاد خیال پردازانه به دوازده ماه تقسیم کردند.تا منطبق باشد بر عمر دوازده هزار ساله ی هر دوره . جهان و هرماه از سال نماد هزار سال از عمر جهان باشد.

>>>بیشتر بخوانید:

پیشینه تاریخی جشن نوروز ، قدیمی ترین جشن بزرگ دنیا

برگزاری جشن نوروز در هندوستان

نوروز و خواندنیهای جذاب و رشک برانگیز در مورد این عید باستانی

نوروز را هم بر همین اساس دوازده روز جشن میگرفتند تا هر روز جشن نمودار یک ماه از سال باشد.این دوازده روزه ی آغاز سال نماد همه ی سال بوده و آن چه را که در این دوازده روز پیش می آمده ،سرنوشت تمام سال می انگاشته اند ،مثلا اگر کسی روزی از این دوازده روز را با غم و اندوه به سر می برده،

می پنداشته همه ی سال را با غم و اندوه به سر خواهد برد .پس این که نوروز را دوازده روز جشن می گرفته اند به اعتبار دوازده ماه سال بوده اما دوازده ماه سی روزه آنها جمعا ۳۶۰ روز می شده در حالی که سال ۳۶۵ روز و کسری است.

پس پنج روز و کسری باقی بوده است تا سال تحویل گردد و خورشید به ظاهر مسیر دوازده برج آسمانی را طی کند و مجددا در برج حمل قرار گیرد.روز سیزدهم فروردین یعنی سیزده به در نماد این پنج روزه ی باقی مانده پایان سال بوده و آن پنج روز ه ی پایان سال هم معرف دوران آشوب و آشفتگی و نحسی و هرج و مرج آغازین جهان محسوب می شده و به همین دلیل هم در روز سیزدهم نوروز انجام وظائف روزانه ،کار کردن،به خانه و زندگی پرداختن ومراعات نظام عمومی از میان می رفته و عیاشی و بی قیدی و صحرا گردی جای آن را می گرفته و در بابل قدیم حتا “اُرجی” شبانگاهی یا شامگاهی =(هم بستری عمومی )نیز بلامانع می شده است.

زنده یاد دکتر بهار یاد آور می شد که در اعصار باستان روز هایی که معرف آشوب ازلی بود با ارجی همراه بود و این روزها معمولا قبل از آغاز سال نو قرار می گرفت و نمونه های این امر نه تنها در فر هنگ های کهن بلکه در گوشه و کنار جهان هم اکنون نیز دیده می شود . در دوره صفویه که زنان حجاب کامل را رعایت می کردند و از خانه بیرون نمی آمدند ،در روز سیزدهم نوروز ،بی روبند و چادر از خانه ها بیرون رفته و جشن می گرفتند .ارجی نقش جادویی داشته و بنا بر باور بابلیان به باروری و باززایی کمک می کرده است.

عید نوروز و میر نوروزی

در پنج روزه ی پایان سال که یادمان دوران آشوب جهان بوده و سیزده ی نوروز نماد آن محسوب می شده ،حتی اقتدار شاه ،امیر یا فرمانروا هم موقتا از میان می رفته و میر نوروزی جای شاه یا امیر را میگرفته است،مراسم کوسه بر نشین یا میر نوروزی که پیشینیان ما از آن یاد کرده اند، مربوط به همین پنج روزه ی پایان سال بوده که بنا بر یک سنت قدیمی که ریشه در اسطوره های دوران مادر سالاری دارد.

شاه یا امیر یا حاکم محل بر حسب ظاهر از حکومت خلع می شده و مردم بر جای او یک شخص مجرم یا محکوم به اعدامی را به عنوان بلاگردان موقتا شاه می کردند و او در این پنج روزه ،حکومت ظاهری می کرده و به عزل و نصب و توقیف و حبس و جریمه و مصادره ی اموال هم می پرداخته وسپس در پایان روز پنجم یا می گریخته یا به چنگ مردم می افتاده و کتک می خورده یا کشته می شده است .

اگر در محلی شخص مجرم یا محکوم به اعدام وجود نداشته خود مردم یک شخص بد قیافه و کوتاه قد یا دراز قد ودر صورت امکان کوسه و یک چشم و معیوب را حاکم می کردند و او سوار الاغ می شده و بادبزنی در دست می گرفته و خود را باد می زده و با قراولان واقعی حکومت که در یمین و یسارش بوده اند ،برای شاد کردن و خندانیدن مردم دور شهر می گشته و فرمان های مضحک و عجیب و غریب صادر می کرده و داد دل می ستانده اما در پایان روز پنجم سعی می کرده به طریقی فرار را بر قرار ترجیح دهد زیرا اگر به چنگ مردم می افتاد مردم او را به قصد کشت می زده و می کوبیده اند .این آیین میر نوروزی یقینا یادمانی بوده از دوران آشوب و آشفتگی آغازین جامعه های بشری که در پیش بدان اشاره کردیم .
کلمان هوار ،خاور شناس بزرگ فرانسه که از دوستداران تمدن و فرهنگ ایرانی است در کتاب ایران و تمدن ایرانی از میر نوروزی و بهار جشن ایران یاد کرده ونوشته است:ایرانیان در بهار جشن ،آیین کوسه بر پا میداشتند که خود بهانه ای بوده است برای شادی و خنده ایام نوروز .

در این آیین مردی کوسه بر استر می نشسته و با باد بزنی خود را باد می زده تا آشکار کند که از سر آمدن سرما و فرا رسیدن گرما شادمان است.مرد تنک ریش که مژده آور بهار بوده هنگامی که سوار بر استر در کوچه و بازار پدیدار می شده مردم به سوی او هجوم می برده و بر او آب می پاشیده اند.این کارموجب رنجش او نمی شده و بانگ شادی بر می آورده است.
حافظ هم درباره ی همین میر نوروزی گفته است:

سخن در پرده می گویم ،چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

 

فال کوزه

عید نوروز در تخت جمشید و فال کوزه

رسم مشترک نوروز و جشن تیرگان گرفتن فال کوزه بود که به وسیله زنان انجام می شد به این روش که روز قبل از فال تمام افراد داوطلب در نقطه ای گرد هم می آمدند و هر یک شیئی را در پارچه سبز رنگ،پیچیده و به درون کوزه می انداختند و آن را میان شاخ و برگ درخت مورد ـ درخت اورمزد قرار می دادند. روز بعد که جشن نوروز بود در همان ساعت کوزه را از لا به لای برگها بیرون کشیده و روی آتش می گرداندند، سپس دختری نابالغ یکی از اشیا را بیرون می آورد و همزمان دختری دیگر شعر می خواند که وصف حال صاحب فال بود و هر چه که از کوزه بیرون می آمد نشانه بخت و اقبال آن دختر بود.

کشت سبزه نوروزی

از پانزده بیست روز پیش از نوروز دانه های گوناگونی را در چند ظرف مختلف می کاشتند تا پیش در آمد کشت و کار های بهاره و تابستانه باشد،هر نوع دانگی که در طی دوازدهه نوروز بیشتر وبهتر رشد می کرده آن نوع دانگی را به فال نیک می گرفته و در آن سال همان دانگی را در زمین های خود کشت می کرده و می گفته اند امسال مثلا سال گندم است ،سال جو است،سال عدس یاماش است،ابوریحان بیرونی هم در این باره اشاره ای در آثار الباقیه ی خود نموده و نوشته است :
این رسم در ایران پایدار ماند که در نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت استوانه بکارند و از رویش این غلات خوبی و بدی زراعت وحاصل سالیانه را حدس زنند.
جاحظ هم در کتاب المحاسن و الاضدادگفته است:

بیست و پنج روز پیش از نوروز در دربار پادشاهان دوازده استوانه از خشت می ساختند ودر هر کدام دانه جداگانه ای می کاشتند تا ببینند کدام دانه برای سالی که در راه است بهتر و شایسته تر است. معمولا در روز سیزده نوروز که پایان آیین های نوروزی بوده آن سبزه ها را در کنار جوی ها و رودها برای تبرک و زیبایی می نشانده اند تا سبز باقی بمانند.

لینک کوتاه : https://www.news.ir/?p=396810
  • نویسنده : شعفی