برو به سلامت

  • کد خبر : 179587
  • 18 شهریور 1399 - 12:29
برو به سلامت

 

 

نیوز/ اردشیر لارودی؛ (برو به سلامت) چه می‌توان گفت به کسی که به محض بروز اولین ناملایمتی به جای عزم کردن جزم، فیلش یاد هندوستان می‌کند و صدایش را در گلو می‌اندازد که: … من خواهم رفت! خب برو، تو را به خیر و ما را به سلامت.
به محض اینکه دو روز پولشان دیر می‌شود، آواز خداحافظی سر می‌دهند و تهدید به رفتن می‌کنند! غافل از آنکه تعارف، آمد نیامد هم دارد! برو! فلان اتفاق را که اصلاً هم در حیطه مأموریت خودشان قرار دارد، بهانه‌ای قرار می‌دهند برای یک جور امتیاز گرفتن که با اسم شب: … من می‌رم، شروع می‌شود! آقا، مرگ یک بار، شیون هم یک بار! راست می‌گویی؛ اهل قبول دشواری‌های ذاتی شده در مسئولیت خودت نیستی، بسیار خوب، مهرت حلال و جانت آزاد! کوسه و ریش پهن که نمی‌شود! یا برو- هر چه هم می‌شود دورتر هم برو- یا بمان، مرد و مردانه، پنجه در پنجه مشکلات بینداز و کمر سختی‌ها را بشکن!
دردسر‌های قدیم و جدید فوتبال کم بود که حالا «آواز بی‌وفایی» هم سر می‌دهند- و سر داده‌اند- که ما نیستیم! ما نخواهیم بود! ما این جوری کار نمی‌کنیم و پشت همکاران را خالی می‌کنیم! در حالی که بیشتر به سناریوی پشت و خنجر شباهت دارد!
به ستوه آمدگی
از به ستوه آمدن حرف می‌زند! و از خلف وعده! و از رعایت نکردن قرارها! از دروغ می‌گوید و از دروغگویی، اعلام دوری و تبری‌جویی دارد!
ما هم باور نداشتیم! ما هم هنوز این ادبیات را سنگین و هضم نشدنی می‌دانیم، ولی چه باید کرد که عیناً از زبان یحیی گل‌محمدی شنیدیم! ما اشتباه کردیم که یحیی را یک بزرگ آینده‌دار فوتبال دانستیم یا او مرتکب اشتباه شد که واژگانی اینچنین سخت و خارایی را به کار گرفته تا شکسته شود دندان فوتبال، تا شکسته شود اصول همکاری؟
ضلع سومی هم دارد این ماجرا و این شیوه مدیریت! مدیران نامدیر! نامدیران گمارده شده به جای مدیران! سرنا را از سر گشادش زدن! پشت هم‌اندازی را مدیریت دانستن! با دفع‌الوقت، مردان کاربلد را به ناامنی خاطر کشیدن! یحیی را صبور دیده‌ایم! ببینید چه‌ها نکرده‌اند که صدای او هم درآمد!
آقای ساکت! برای آینده بهتر چه خواستید؟
محمدرضا ساکت، برای حضور در محل کارش- ایشان دوباره مدیرعامل سپاهان هستند و این امیدوار‌کننده است- قبل از هر کاری در گلستان شهدای اصفهان حاضر شد، با هم‌رزمان دفاع مقدس تجدید میثاق کرد و با محسن غازی و ملاافضل، دو تن از بهترین مردمان مرد اصفهان، تجدید دیدار! که روح بزرگ شهدای ورزشکار حاضر و ناظر باشند بر عملکرد او و مددکارش هم! هنگام بجا آوردن این رسم نیکو، پرسشی در مخیله‌مان شکل گرفت که جوابش را باید از آقای ساکت بخواهیم و نه هیچ کس دیگر!
آقای ساکت، در محضر شهدای اصفهان، چه اذن و چه اجازه‌ای گرفتید؟ و چه خواسته‌ای داشتید؟ با ریخت و پاش میلیاردی، ساختن یک تیم برای میلیاردر‌ها را خواستار شدید یا تعهد کردید بین خودتان و هم‌رزمان‌تان که دیناری از این پول سخت به دست آمده را، بی‌حساب و کتاب، روی هوا و «لاکچری» وار خرج نخواهید کرد! که سپاهان، موجب پرواز قیمت بازیکنان و ده برابر شدن بهای تیمداری، نخواهد شد!
***
آقای ساکت؛ محرم نویدکیا را در راه اعتلای سپاهان، تا کی و تا کجا یاری خواهید کرد؟ بیشتر از بقیه و کامل‌تر از دیگران، یا نه؟ و سرانجام اینکه، سال‌های دهه ۸۰ گذشت! سال‌های دهه ۹۰ هم سپری شد! چیزی نمانده است به قرن پانزدهم شمسی وارد شویم! پس وارد شوید و جا نمانید! با نگاه به افقی بلند، با نگاه به آسمانی پاک و زیبا! با خروش، مثل زاینده‌رود! زاینده و سازنده!

«زوم» روی امیر
نه حتی یک سیرجانی؟ ( برو به سلامت )
«المکان بالمکین»! و امیر هم از همین دست است! هر جا که او باشد، خبر آنجاست! توجه هم آنجاست و سر و صدا هم گوش‌ها را می‌نوازد!
حالا امیر است و گل‌گهر سیرجان! ورزشگاهی کوچک- که حتی «نقلی» هم نیست- تیمی قانع و مردانی سر به زیر و گوش به فرمان و در اختیار مربی! همه کاستی‌ها را با دویدن جبران کردن!
گل‌گهر، همکاران امیر را هم معرفی کرد که چند سالی است همه جا با اویند، ولی در کادر فنی امیر، حتی یک مرد از مردان سیرجان ندیدیم! چرا؟ تا کی نباید به اینان میدان یادگیری و تجربه‌اندوزی داد؟ آقای قلعه‌نویی؛ عیبی که از کی‌روش می‌گرفتید، چه بود؟ مونوپول کردن و…! ( برو به سلامت )
تیم شهر سیرجان، یک سیرجانی را نباید در خود داشته باشد! شکرانه کار کردن برای مردم خوب و نجیب سیرجان، توجه کردن به زحمتکشان فوتبال این شهر است!

​لقب فوتبالیِ بهنام بانی

 

لینک کوتاه : https://www.news.ir/?p=179587

ثبت نظر

-